۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ورزش» ثبت شده است

کجا با این عجله؟ + الحاقیه

در عربی بهش میگن «ملک الموت» که فارسی‌اش هم می‌شه «فرشته مرگ» و به زبان عبرانی که بین خودمون هم مرسومه، بهش «عزرائیل» گفته می‌شه؛ پس سرراست میگم: جناب عزرائیل این چه حکایتیه که چند وقته زوم کردی روی دسته گل‌های جوان این مرزوبوم؟ مرتضی پاشایی و بیت‌الله عباسپور و هادی نوروزی و... کم بودن؟ مهرداد اولادی رو هم بُردی؟ کجا؟ چرا با این همه عجله؟ مگه اینا جای کیا رو تنگ می‌کردن؟! روح همگی‌شون شاد...

(خدا جون می‌شه آینده‌دارای این کشور رو دیرتر احضارشون کنی؟ من و امثال من رو ببر اما این خوبا رو نبر)

(الحاقیه: کلی‌تر از یه نفر)

مترسک
سه شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۵ ۱۵ نظر

نیازمندی‌ها

ولی جدای از نتیجه و وضعیت جوی و حضور پروفسور سمیعی توی استادیوم و الباقی مسائل، این لباس دو تا تیم عین قسمت نیازمندی‌های روزنامه شده بود!

مترسک
جمعه ۲۷ فروردين ۱۳۹۵ ۲۰ نظر

آن دخترک با راکت آمد

بر روی تخت همایونی‌مان جلوس کرده و مشغول بارعام دادن به رعایای خویش از نقاط مختلف دولت فخیمه و پهناور مزرعه بودیم و هم‌زمان آب زرشک-آلبالو نوش جان می‌نمودیم که نوبت به هیئت نمایندگی روسیه رسید که کلاغی بور و رشید با چشمانی آبی مقابل ما زانو زده و پس از عرض مراتب ارادتش به ما، شنل خویش را مرتب کره و گفت که جسارتاً آن بانوی هم‌وطن ما که «ماریا شاراپووا» گویندش، به سبب وضع قوانین جدید، به عنوان زورافزوده یا همان «دوپینگی» معرفی گشته و تا مدت‌های مدید، از هر گونه توپ راندن در میادین و فتح قله‌های تنیس محروم گشته و کمپانی‌های متخاصمی هم‌چون «نایک» (که لعنت خداوند بر ایشان، باد) جوگیر همی گشته و قرارداد‌های‌شان را باطل گردانیده‌اند، سرورم چه کنیم؟

ما نیز به طریق جاودان خود قدری متأثر گشتیم و سپس قدری درنگ نموده و سرانجام تصمیم ملوکانه بر آن شد که به سر آن دخترک بااستعداد منت نهاده و وی را به عنوان شهروند افتخاری خودمان اعلام نماییم و به وزارت ورزش امر نمودیم که مراتب اعتراض شدیداللحن ما را به آن از خدا بی‌خبران ابلاغ نماید؛ مخصوصاً هنگامی که مطلع گشتیم خودش با پای خودش به نشریات وزین و نیمه وزین و زرد و صورتی، خبر داده که چه بر سرش آورده‌اند بابت این حجم مظلومیت غضب‌آلوده‌تر شده و فرمودیم تمامی کلاغان بارگاهمان به نشان اعتراض، یک ساعت سکوت کنند؛

نهایتاً دخترک به منظور قدردانی از حمایت‌های بی‌شائبه‌مان بر خاک پاک مزرعه قدم نهاده که با استقبال رسمی علیاحضرت «She» همراه شد و به دیدار ما شتافته و قدری مذاکرات فوق محرمانه سه جانبه داشتیم که طبیعتاً انتظار نداشته باشید مطلع گردید لیکن قسمتی از بیانات غیرسرّی‌مان را به عرضتان می‌رسانیم که ایشان از ما طلب کردند چند صباحی به عنوان پناهنده نزد ما بمانند و ما هم مراتب موافقت خویش را اعلام نمودیم و مقرر داشتیم پروگرام تغذیه باب میل خودشان فراهم گردد و رأس ساعت دلخواهشان به تمارین خویش بپردازند تا خللی در ورزش حرفه‌ای‌شان ایجاد نگردد، باشد که سبب خیر گردد.

(چنین بود که چنان شد)

مترسک
پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ ۲۶ نظر

جرم: بیرون گود بودن

فوتبالی نیستم و طبیعتاً طرفدار هیچ کدوم از تیمای پرسپولیس یا استقلال هم نیستم، هوادار علی ضیا هم نیستم، کاری هم که کرده و حرفی که زده رو هم دوست نداشتم ولی یه سوالی از مسئولین صداوسیما و البته باشگاه استقلال دارم اونم این‌که اگه ایشون اون شعارا و شاید هم بدتر از اونا رو توی استادیوم می‌گفت ایرادی نداشت و نونش آجر نمی‌شد اما چون توی یه مجلس خصوصی و بیرون از ورزشگاه گفته شده، لایق همچین واکنشی و تنبیه شدیدی شده؟

(عدالتم آرزوست...)

مترسک
دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۴ ۲۹ نظر

عرض نکردم؟

(عکس: محمد کرمعلی | سایت برنامه نود)

فوتبالی نیستم و طبیعتاً هم طرف هیچ‌کدوم نبودم اما پیش‌بینیم در مورد تساوی 81ـمین بازی‌شون کاملاً درست بود! :D

مترسک
جمعه ۸ آبان ۱۳۹۴ ۱۹ نظر
مطالب اخیر