۱۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هنر» ثبت شده است

الکِرمُ مِنَ الشَجَر!

استادم داشت بین قطعات کتاب می‌گشت تا یکی رو انتخاب کنه، بعد از چند لحظه دیدم یه لبخند شیطنت‌آمیزی زد و یه خباثت خاصی در اعماق نگاهش موج ‌زد! منم داشتم همین جوری با لبخند براندازش می‌کردم (از همون نگاه‌ها که حواسش نیست!) که یه دفعه انگار که ارشیمدس تو جلدش رفته باشه، یه «اُرِکا اُرِکا» (یافتم یافتم) خاصی در پسِ اون خباثت چند لحظه قبلش رفت و گفت: آهان! پیداش کردم! داشتم می‌گشتم یه قطعه سخت پیدا کنم تا یه خرده اذیت بشی و منم دلم خنک بشه! تازه می‌خوام ریتمش رو هم یه مقدار تغییر بدم تا حسابی باهاش درگیر بشی!

منم که اصولاً امکان نداره از حرف کم بیارم! یعنی ممکنه یه روزی اقیانوس آرام، آب کم بیاره اما من از حرف، نوچ! در جواب گفتم: البته که منم همیشه از قطعات سخت بیش‌تر از آسونا، استقبال می‌کنم! اگه هم دقت کرده باشید همیشه اونایی که بیش‌تر اذیتم کردن رو در نهایت بهتر از ساده‌ها اجرا کردم! که استاد هم گفت منم دقیقاً بابت همین می‌خوام اذیتت کنم! و منم با یه «دم شما گرم» رفتم تو دل حادثه! حالا بماند که انتخابش هم «دل دیوانه» زنده‌یاد ویگن بود؛

بعد یه حدیثی [به قول آقاگل‌مون:] «از غیرمعصوم» یادم افتاد که دیگه حیا کردم (!) و به استاد نگفتم اما به شما میگم؛ قال غیرمعصوم(س) : الکِرمُ مِنَ الشَجَر! ترجمه‌اش: غیرمعصوم(که سلام خدا بر او باد) گفت: کرم از خود درخته!

(دیگه بالاخره هر کسی یه مرضی داره، منم مرضم اینه!) D:

مترسک
يكشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۱۱ نظر

«سوغاتی» از مترسک!

وسط این همه قطعه پاپ فارسی که داریم، به جرأت می‌تونم بگم زیباتر از «سوغاتی» از ساخته‌های مرحوم محمد حیدری با تنظیم استاد ناصر چشم‌آذر و شعر اردلان سرفراز با صدای بانو هایده، نداشته و نداریم و نخواهیم داشت... در خاص بودن «سوغاتی» همین بس که بعد از 41-42 سال، هم‌چنان تازگی و جذابیتش رو حفظ کرده و حتی با وجود این‌که موقع ضبط استودیویی قسمتی‌اش اشتباه خونده شده و هیچ وقت هم اصلاح نشده («واسه کبوترای عشق دست کی دونه بپاشه» به اشتباه «دست کبوترای عشق واس کی دونه بپاشه» خونده شده) ولی ذره‌ای از زیبایی‌اش کم نمی‌کنه... روح آهنگساز و خواننده‌اش شاد و عمر تنظیم‌کننده و شاعرش هم طولانی و با عزت باد.

جداً زشته ولی با نهایت پررویی میگم که من هم با افتخار این کار رو اجرا کردم؛ بدون کلام ضبط کردم چون هنوز سُلفژ و آواز کار نکردم و کلاً فالش می‌خونم!

دانلود قطعه «سوغاتی» از مترسک | لینک کمکی

[حجم: 6.15 مگابایت]

(تا یادم نرفته بگم که فردا ساعت 6 عصر با «شاه‌نامه» آپدیتم)

مترسک
چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۶ ۱۶ نظر

معجزه عکس

می‌شه دوباره عکس چاپ کنیم و آلبوم بسازیم، به دور از هیاهوی نوتیفیکیشن‌ها و این تکنولوژی بی‌احساس و بی‌شعور که نمی‌فهمه موقع مرور عکسامون نباید بپره وسط خاطراتمون و بگه فلانی بهت پی‌ام داده و بعد از چند لحظه که قشنگ غرق اون خاطره شدیم، صفحه‌اش خاموش نشه...

آره می‌شه دوباره آلبوم ساخت و خاطراتمون رو اون جوری که خودمون دوست داریم و نه اون جوری که برنامه‌نویسا تعریف کردن، وارد برگ برگ آلبوم کنیم و بهشون ساعت‌ها نگاه کنیم و خاطره‌بازی کنیم و حین ورق زدن صفحاتش، خودمون هم ورق بخوریم...

مثلاً می‌شه چند تا آلبوم بسازیم؛ خانوادگی، دوستانه، مسافرت، منظره و... البته که عشقمون؛ آره آره، می‌شه عکسای اونی که همه دین و دنیامونه، علت بودنمونه، تنها بهونه زیبا دیدن جهانه، همونی که فقط به خاطر اونه که زنده موندیم رو چاپ کنیم و داخل آلبوم بذاریم و هی نگاهش کنیم و هی قربون صدقه‌اش بریم و طوری واقعی حسش کنیم که انگار همین الان این‌جا کنارمون نشسته، دست بکشیم به عکسش و جدی جدی حس کنیم که در حال نوازش صورت و موهاشیم و حتی از یه جایی به بعد می‌شه صداش رو هم بشنویم...

چه باشه، چه نباشه، چه دور، چه نزدیک، می‌شه توی خلوتمون با تصویرش، صداش، بوش و خاطراتش، عشق‌بازی کنیم و به حدی از جنونِ شیرین برسیم که به قول رضا خانِ یزدانی: من، تو، خدا، هر سه، کی فکرشو می‌کرد؟

(عکس هنوز زنده است)

مترسک
يكشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷ نظر

خالق عاشقانه‌های ساده تولدت مبارک

(اسم عکاس این عکس رو پیدا نکردم)

آقای گیسو بلند جو گندمی، بابای بارون، عالی‌جناب احساس، مهندس مازیار فلاحی دوست‌داشتنی، سلام!

امروز تولدته و بابت همین ازت ممنونم که به دنیا اومدی!

ازت ممنونم چون یادم دادی می‌شه به همه چیز به ساده‌ترین شکل ممکن نگاه کرد، می‌شه به ساده‌ترین چیزها دل سپرد و عاشق سادگی شد، بهم یاد دادی «عشق» لزوماً قرمز نیست بلکه می‌تونه به سادگی رنگ سفید باشه...

ازت ممنونم چون سال‌هاست همین ساده بودن خودت و کارات عامل آرامشم شده، وقتی آهنگات رو می‌شنوم، وقتی موزیک ویدئوهات رو می‌بینم، وقتی پای مصاحبه‌هات می‌شینم، وقتی میام کنسرتت و... یه جور متفاوتی با بقیه هنرمندای مورد علاقه‌ام، کِیف می‌کنم...

ازت ممنونم چون یادم دادی که می‌شه سال‌ها سایه پدر رو بالای سرت ندیده باشی و حتی نداشتنش رو باور نکرده باشی نشون به اون نشون که توی قطعه دروغه بگی همه هر چی که میگن دروغه اما چنان پدری‌ای در حق دخترت (باران) بکنی که حتی اونایی که طرفدار نیستن هم تحسینت کنن...

ازت ممنونم چون منی که سال‌ها بود پیگیری موسیقی رو به آینده نامعلومی حواله می‌دادم، موتور محرکه‌ام شدی برای این‌که برم دنبالش و حالا هر روز ساعت‌ها با بهترین دوستم «عشق» می‌کنم، عشقی که هیچ کدوم از این لیلی و مجنونا حتی توی خواب هم نمی‌بینن...

ازت ممنونم برای این‌ها و خیلی بیش‌تر از این‌ها که واقعاً زورم نمی‌رسه بنویسم یا حتی بخوام زیر گوشِت بگم، فقط باید بغلت کنم و وقتی بغضم ترکید و اشکام چکید روی شونه‌ات، اون موقع خودت متوجه بشی...

ساده بگم... تولدت مبارک آقای عاشقانه‌های همیشه بارونی... در آخر هم این‌که: عاشقانه‌ها را پایانی نیست چون خالق آن‌ها تویی.

(فردا ساعت 6 عصر با قسمت دیگه‌ای از «شاه‌نامه» در خدمتم)

مترسک
چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ ۷ نظر

تولدت مبارک ترانه‌خونِ آوانگارد!

(عکس: پدرام نظری)

مترسک
دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶ ۸ نظر
مطالب اخیر