۱۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هنر» ثبت شده است

سیمرغ طلایی

جایزه سیمرغ طلایی فرمایشی‌ترین فستیوال سینمایی تمام دوران می‌رسه به 36ـمین دوره جشنوراه فیلم فجر که برای اولین بار در تاریخ بشر، به دو اثر جایزه «تعلق دادند»! یکی «انتخابی» هیئت داوران و دیگری «سفارشی» از بالا! تازه آخرش هم اونی که سفارش شده بود با بغض اومد روی استیج و گفت «شکایتم رو به خدا می‌برم»!

جناب آقای ابراهیم حاتمی‌کیای عزیز؛ اگه برای سینما، مردم، جشنواره و ذات هنر حرمت قائل نیستید، حداقل به عنوان متولی، حرمت امام‌زاده‌تون رو نگه دارید و خاطره خوبی که از فیلماتون داریم رو خراب نکنید.

(اینم بگم: تبریک جانانه به هومن سیدی عزیز، هرچند حقش بود خودش و فیلمش جوایز بیش‌تری ببره)

مترسک
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱ نظر

بُغضاهنگ

کلاً دو بار حین نوازندگی پیش اومده که احساساتی بشم؛ دفعه اول نزدیک به دو سال پیش بود که وسط کلاس موقع اجرای یه قطعه‌ای از باخ، جلوی استادم ناخودآگاه اشکی لغزید و افتاد روی گیتارم (علتش یه مسأله کاملاً غیرعاطفی بود ولی بدجوری تحت فشار روحی قرار گرفته بودم) ، دومیش هم همین امروز بود که داشتم قطعه «دریاچه نور» رو تمرین می‌کردم که نم‌نم بغض کردم و وقتی به آخرش رسیدم اشکم مثل سری قبلی سُر خورد مستقیم افتاد روی گیتارم.

(کِی قراره آدم بشم، خدا داند)

مترسک
شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳ نظر

مستند «ارثیه پدری» از مهدی نقویان

به قانون جذب اعتقاد عجیبی دارم! وسط این «شاه‌نامه»ـنویسی‌ها اتفاقات بامزه‌ای میفته! اون سری که روح شمس رو دیدم، امروز هم اتفاقی با مستند «ارثیه پدری» مواجه شدم که تحلیل جالبی از شخصیت محمدرضا پهلوی در کوران حوادث تاریخی رو ارائه می‌کنه؛ تصاویر و صداهای کم‌تر و یا حتی دیده نشده‌ای هم داره؛ هرچند مثل تمام مستندهای این چنینی و ضمناً در راستای کمال‌طلب بودنم، انتقاداتی هم بهش وارد می‌دونم مثل اشارات طنزی که با الهام از فیلم فارسی‌های خدابیامرز وارد خط روایت موضوع کرده (اصولاً هیچ اثری در این حیطه صددرصد اون چیزی نیست که من بپسندمش) اما با تمام این اوصاف توصیه می‌کنم وقت بذارید و ببینیدش؛ نزدیک به دو ساعته ولی ریتم سریع و لحنی خودمونی داره که با لحن خشک اکثر مستندها، علی‌الخصوص مستندهای ایرانی، متفاوته و ارزش دیدن رو داره.

دانلود قانونی مستند «ارثیه پدری» از مهدی نقویان

[قیمت: 2000 تومان پول بی‌زبان و البته ناقابل!]

مترسک
سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱ نظر

نات بد!

اون روزی استادم دقیقا عین تصویر بالا (اوبامای سفیدپوست!) توی چشمم نگاه کرد و گفت: «به طرز عجیبی کوک خوندی، آفرین»! بنده خدا انتظار نداشت بعد از ماه‌ها فالش‌خونی، شاهد کوک خوندنم باشه! D:

(فردا ساعت 6 عصر با دومین قسمت از فصل علی‌رضای «شاه‌نامه» به‌روزم)

مترسک
چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ ۲۰ نظر

دنیای کلاه قرمزی...

سال پیش این ایام، اولین روزایی بود که رخت نظامی تنم کرده بودم و دقیقاً همین امروز، اولین مرخصی آخر هفته‌ام رو گرفته بودم که خبردار شدم دنیای کلاه قرمزی پر کشید؛ زنده یاد دنیا فنی‌زاده... وسط دلگیری و غمگینی اوایل خدمت و شهر غریب و دوری از خانواده، این هم مزید بر علت شد تا بی‌اختیار اشک بلغزه روی گونه‌ام و هنوز هم نتونستم باور کنم که خاطره‌ساز تمام دوران کودکی و نوجوونی و حتی همین حالای نسل من، دیگه نیست تا از عشق خودش به کالبد کلاه قرمزی، بدمه... شاید بهتر باشه بیش‌تر از این نگم و نقل قولی داشته باشم از دو رفیقی که ایشالا سایه‌شون همیشه بالای سر کلاه قرمزی و دوستاش باشه:

ایرج طهماسب: «بیش از 15 سال همکاری و رفاقت با کلاه قرمزی را هرگز و تا هیچ زمانی فراموش نخواهیم کرد؛ امروز آسمان هم برای تو می‌بارد دنیای عزیز و چه بی‌تاب است از وقت رفتنت، گویی در آسمان‌ها هم برایت اشک می‌ریزند؛ خوشا به حال بهشتیان که از امروز در کنارت خواهند بود؛ کلاه قرمزی برای همیشه تنها شد»؛

حمید جبلی: «پس از چندین سال، از امروز دیگر کلاه قرمزی رفیق و هم‌صحبتش را در کنارش ندارد؛ چقدر با او درد و دل می‌کردی و گویا از جان خودت به آن دمیده بودی؛ پر کشیدنت بسیار برایمان زود بود و هیچ وقت نبودنت را در کنارمان باور نمی‌کنیم».

(روحش شاد)

مترسک
جمعه ۸ دی ۱۳۹۶ ۱۵ نظر
مطالب اخیر