۱۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هنر» ثبت شده است

سریال «آشوب»

گویا ترکیب بازیگران مطرح + دکور، لباس و صحنه‌های پر زرق و برق + حضور پر رنگ موسیقی + استفاده از رنگ قرمز در تبلیغات، فرمول امتحان پس‌داده‌ای برای جذب مخاطب شده که بعد از حسن فتحی (شهرزاد 1 و 2) و منوچهر هادی (عاشقانه) حالا جناب کاظم راست‌گفتار هم تحریک شده فیلمی که قبلاً ساخته رو حالا به سریال تبدیل کنه و شانسش رو برای بازار شیرین شبکه نمایش خانگی امتحان کنه؛ امیدوارم ایشون هم بتونه موفقیت سه تا اثر قبلی رو تکرار کنه و بیننده از تماشاش لذت ببره.

دانلود قانونی سریال «آشوب» از کاظم راست‌گفتار

[قیمت: 2000 ، 2500 ، 3000 و 4000 تومان با کیفیت‌های مختلف]

مترسک
يكشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶ ۵ نظر

نازنین شانسی که ندارم! + یه چیز دیگه

همون طور که یحتمل در جریانید از جمله اصول و قواعد نوازندگی گیتار، ناخن بلند دست غالب (خیلی بلند هم نه، اندازه مخصوص داره همراه با فرم خاص سوهان زدن) و ناخن اون یکی دست هم باید از زیر گرفته بشه، یا به عبارتی من که دست راستم باید ناخن دست راستم بلند باشه و ناخن دست چپم هم کوتاهِ کوتاه باشه؛ بعضیا هم که با یه قطعه پلاستیکی به نام «پیک» می‌نوازن، سبکشون با من فرق داره؛ این آخری البته که ربطی نداشت اما خب صرفاً جهت اطلاع و این صحبتا بود!

عاما (!) من از جمله معضلاتی که دارم همین ناسازگاری ناخن‌هامه! یعنی ناخن دست چپم که باید کوتاه باشه، طوری رشد می‌کنه که هر دو روزی باید بگیرمش و ناخن دست راستم هم طوری رشد نمی‌کنه (!) که خدا نکنه بشکنه، تک تک اجدادم رو به گریه می‌اندازه تا به اندازه قبلی برگرده؛

و قسمت مسخره قضیه این‌جاست که دوران آموزشی (سربازی) باید ناخن‌هامون رو از زیر می‌گرفتیم چون امکانات نظافت محدود بود و دسترسی به گیتار هم که نداشتم تا اندازه ناخن برام مهم باشه، پس می‌گرفتم؛ اما جالبه که همین ناخن دست راستم که این قدر در رشد کردن تنبله، اون دوران طوری در یکی-دو روز قد می‌کشید که حالت عادی ظرف یه هفته اون قدری می‌شه که منم اون دوره همیشه حرص می‌خورم که «توی بی‌صاحب (!) چرا وقتای عادی این جوری بلند نمیشی»!

تا این‌که رسید به تقریباً یه هفته قبل، که اومدم در کاپوت ماشین رو باز کنم، نمی‌دونم به کجا بند شد که تق! شکست! ناخن انگشت اشاره‌ام هم هست که بیش‌ترین حجم کار هم به گردن اون بنده خداست؛ حالا بعد از یه هفته فقط یه نوار باریکی در حد «خم ابروی یار» (!) رشد کرده و قشنگ طی این مدت بیچاره‌ام کرده موقع نوازندگی، چون بدون ناخن جداً صدا درآوردن از گیتار، کاری سخت در حد فیل هوا کردنه!

یه چیز دیگه: خدایی کسی گناه کرده از ابتدا همراه «شاه‌نامه» نبوده و تازه به جمع پیوسته؟ نه والا! خیلی از دوستان بودن که از قسمتای جدیدتر همراه می‌شدن و چون نمی‌دونستن جریان چیه (؟) چندان ارتباطی برقرار نمی‌کردن، بابت همین تصمیم گرفتم یه صفحه فهرست‌گونه‌ای همراه با توضیح مختصری ایجاد کنم تا عزیزانی که از اول همراهمون نبودن یا قسمت‌هایی رو این وسط از دست دادن، بتونن خودشون رو برسونن؛

صفحه داستان «شاه‌نامه» از منوی بالای صفحه قابل دسترسیه، با این توضیح که اعداد داخل پرانتز که کنار اسم هر فصل اومده، سال‌های ابتدا تا انتهای اون بُرشی از ماجراست که «شاه‌نامه» روایت‌گرشه؛ امیدوارم براتون کاربردی باشه و اگه هم پیشنهادی، انتقادی و نظری در رابطه با هر بخش وبلاگ داشتید، با کمال میل پذیرا هستم.

(امیدوارم هفته خوبی در انتظارتون باشه)

مترسک
شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ ۱۶ نظر

آلبوم «درهم» از رضا یزدانی

دانلود قانونی آلبوم «درهم» از رضا یزدانی + مصاحبه

[قیمت: 4000 تومان]

مترسک
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ۶ نظر

یه پاییز، یه قمیشی

فقط می‌تونم بگم اگه توی این روزای پاییزی، هر چیزی به غیر از آلبوم «سرگذشت» استاد سیاوش قمیشی رو پلی کنید، در حق گوش‌تون ظلم کردید، والسلام!

(جداً حیف که ایران نیست وگرنه مثل بقیه هنرمندان‌مون لینک دانلود قانونی‌اش رو می‌ذاشتم، حیف و حیف و حیف)

مترسک
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ ۱۸ نظر

الکِرمُ مِنَ الشَجَر!

استادم داشت بین قطعات کتاب می‌گشت تا یکی رو انتخاب کنه، بعد از چند لحظه دیدم یه لبخند شیطنت‌آمیزی زد و یه خباثت خاصی در اعماق نگاهش موج ‌زد! منم داشتم همین جوری با لبخند براندازش می‌کردم (از همون نگاه‌ها که حواسش نیست!) که یه دفعه انگار که ارشیمدس تو جلدش رفته باشه، یه «اُرِکا اُرِکا» (یافتم یافتم) خاصی در پسِ اون خباثت چند لحظه قبلش رفت و گفت: آهان! پیداش کردم! داشتم می‌گشتم یه قطعه سخت پیدا کنم تا یه خرده اذیت بشی و منم دلم خنک بشه! تازه می‌خوام ریتمش رو هم یه مقدار تغییر بدم تا حسابی باهاش درگیر بشی!

منم که اصولاً امکان نداره از حرف کم بیارم! یعنی ممکنه یه روزی اقیانوس آرام، آب کم بیاره اما من از حرف، نوچ! در جواب گفتم: البته که منم همیشه از قطعات سخت بیش‌تر از آسونا، استقبال می‌کنم! اگه هم دقت کرده باشید همیشه اونایی که بیش‌تر اذیتم کردن رو در نهایت بهتر از ساده‌ها اجرا کردم! که استاد هم گفت منم دقیقاً بابت همین می‌خوام اذیتت کنم! و منم با یه «دم شما گرم» رفتم تو دل حادثه! حالا بماند که انتخابش هم «دل دیوانه» زنده‌یاد ویگن بود؛

بعد یه حدیثی [به قول آقاگل‌مون:] «از غیرمعصوم» یادم افتاد که دیگه حیا کردم (!) و به استاد نگفتم اما به شما میگم؛ قال غیرمعصوم(س) : الکِرمُ مِنَ الشَجَر! ترجمه‌اش: غیرمعصوم(که سلام خدا بر او باد) گفت: کرم از خود درخته!

(دیگه بالاخره هر کسی یه مرضی داره، منم مرضم اینه!) D:

مترسک
يكشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۱۱ نظر
مطالب اخیر