۶۰۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مونولوگ» ثبت شده است

عروسک

برای بچه‌هاتون عروسک بخرید تا وقتی که بزرگ شدن هوس عروسک‌بازی به سرشون نزنه...

مترسک
يكشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۵ نظر

خلاصی ایز لودینگ...

تا دیروز چون سر و کارم زیاد به مسئولین معظم و معزز و مکرم و منور و منظم و مرتب دانشگاه حقیقتاً «آزاد»مون می‌افتاد خیلی از گلایه‌ها و دلخوریا رو نمی‌تونستم بگم، آدمیزاده دیگه یهو لج می‌کنه دودمان‌تو به باد میده! اما امروز (که گذشت) و فردا (که قراره بیاد!) امضا و تأیید هر کسی رو که می‌گیرم یه چیزی رو (البته با رعایت احترام) میگم و می‌زنم بیرون؛

همین امروز پیش 5 نفر کار داشتم، به همه‌شون یه چیزی گفتم و رفتم که البته نفر پنجم رو به خودش نگفتم و رفتم به مافوقش (که اتفاقاً دو ترم پیش استاد خودم بود) گفتم؛ شاید زیاد قشنگ نباشه که حرفامو نگه داشتم و موقع رفتن دارم میگم اما چون به فکر جانشینان بر حق خودم (!) هستم لازمه که بگم، هر چند می‌دونم تأثیر زیادی نداره اما خب حس می‌کنم گفتنش بهتر از نگفتن باشه؛ اینی هم که میگم رفتم به بالادستیش گفتم دلیل داشت، دلیلشم دروغی بود که همین امروز بهم گفت؛ اخلاقم طوریه که با هر مدل رفتار ناشایستی می‌تونم کنار بیام جز دروغ؛ گفتم از ما که گذشت، به فکر آیندگان باشید، اون بنده خدا (که قبلاً دانشجوش بودم) از خجالت سرخ شد و گفت بله حق با شماست؛

این مدل افراد و رفتاراشون رو که می‌بینم راحت‌تر می‌تونم دل ببرم و برم، پیش خودم و خدای خودم خیالم راحته که 4 سال بدون سر سوزنی حاشیه و مسأله سرم به کار خودم بود و الانم دارم مزد صبوری کردن و روزه سکوت اجباریم رو می‌گیرم و خیلی سریع مراحل فارغ‌التحصیلیم رو می‌گذرونم و تمومش می‌کنم؛ حس می‌کنم بهترین کلمه‌ای که بتونه احساس الان منو بیان کنه فقط همینه: خلاص! دارم خلاص میشم، خلاص...

(هنوزم میگم و بعد از این هم باز میگم که دوران دانشجوییم بهترین روزگار زندگیم بود اما... به هر حال یادش بخیر)

مترسک
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶ نظر

آیفون تصویری

از جمله برکات تکنولوژی، اختراع آیفون تصویری بود که باعث شد ریشه بی‌ربط‌ترین سوال و جوابای بشر بخشکه؛ آخه خداوکیلی سوال «کیه؟» با جواب «باز کنید» یا «منم» هم‌خونی داره؟ حالا در گذریم از اونایی که اصرار داشتن مثل تلفن بگن «الوو» و مورد هم بوده اونی که اون‌ور خط (!) توی کوچه بوده هول شده گفته «الو سلام»! واقعاً باید از مخترع آیفون تصویری تقدیر جانانه‌ای داشته باشیم.

(خودم هم نمی‌دونم که چی شد یهو عصر جمعه‌ای یاد این مقوله افتادم) :D

مترسک
جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷ نظر

صبح جمعه با یاکریم

فکر کن صبح جمعه بیدار شی، از پنجره بیرون رو تماشا کنی، یهو ببینی یه جفت یاکریم عاشق روی سکوی پنجره لونه ساخته باشن، دیگه دلیلی برای خوش نبودن می‌مونه؟ اصلاً مگه می‌شه این صحنه رو ببینی و شارژ نشی؟ ازشون عکس هم گرفتم اما چون بعضی دوستان فوبیای پرنده دارن آپلودش نمی‌کنم تا اذیت نشن.

(همیشه فکر می‌کردم اگه روزی با همچین «پدیده‌ای» مواجه بشم تخم یاکریمه رو برمی‌دارم نیمروش می‌کنم اما الان که مظلومیتشونو دیدم دلم نیومد دست به این عمل خبیثانه بزنم)

مترسک
جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷ نظر

گوشه نداشته بید جیگر!

مردمانی هستیم که اسکناس بدون نخ و البته اسکناس نصفه رو به راحتی می‌پذیریم اما اگه دو میلی‌متر گوشه نداشته باشه از پذیرشش معذوریم! و این‌جاست که شاعر می‌فرماد هنر نزد ایرانیان است و بس...!

(جداً میگم، کارمون خیلی درسته! کم الکی که نیست! گوشه است، می‌فهمی؟ گـــوشـــه!)

مترسک
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۲ نظر
مطالب اخیر