۶۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مونولوگ» ثبت شده است

ایران زخمی

طوری تنِ نحیفِ ایرانمون زخمی شده که دیگه عضو سالمی براش نمونده، هر زخم جدیدی که بر می‌داریم در حقیقت روی زخمای کهنه قبلی افتاده... هنوز جای سانچی درد می‌کنه که امروز شنیدیم هواپیمای تهران-یاسوج با 66 سرنشین برای همیشه از باند ایران، پرید.

(بهتره این دو سال 1395 و 1396 رو سال‌های «تسلیت ایران» نام‌گذاری کنیم...)

مترسک
يكشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۶ نظر

تق توق

عنوان مطلب، صدای شبیه‌سازی شده کفشای پاشنه بلند خانوماست، مثلاً! به این‌که این صدا برای خود پوشنده‌اش (!) جذابیت داره یا کلاس داره و خفنه و دلبره و اینا کار ندارما، که اصولاً جزو اون لیست «به من چه»ـهام طبقه‌بندی می‌شه! فقط خواستم بگم این صدا رو هر وقت می‌شنوم در درجه اول یاد ایام امتحانات پایان ترم دانشگاه میفتم که نمی‌دونم چرا اکثر مواقع مراقب اون کلاسی که من توش امتحان می‌دادم، یه خانمی بود که اونم کفشش پاشنه داشت این هوا (!) و تق توق می‎‌رفت روی اعصابِ امتحان‌زده این‌جانب (بر وزن «سیل‌زده»!) و استرسی که اون وارد می‌کرد و دوست داشتم هر چی زودتر از شر اون برگه کوفتی جلوم خلاص شم، حتی از استرس افتادن و دوباره برداشتن با همون استاد، بیش‌تر بود! الان همه اینا درجه اول بود! در درجه دوم به این فکر می‌کنم که من پس‌فردا روزی ازدواج کنم، یا باید خودم رو تغییر بدم یا خودم رو تغییر بدم! چون علی‌القاعده نمی‌شه خانما رو از دوست‌داشتنی‌هاشون، کَند!

(راستی ماجرا چیه که آقایون میگن «پاشنه بلند» و خود خانوما میگن «پاشنه‌دار»؟)

مترسک
شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ ۲۷ نظر

جز لحظه‌ای که دست تکون دادی از چهارشنبه چیزی یادم نیست...

ولنتاین یعنی:

خرسای گنده،

قلبای قرمز،

«دوستت دارم»ـهایی به تعداد موهای یار،

گرفتن دستی که همه دنیاته،

تیپ زدن به عشقش،

آرایش کردن به ذوقش،

عطر زدن به یادش،

طوری از دیدنش قلبت بتپه که وسط زمستون گرمت بشه...

همگی اینا معنی ولنتاین برای عاشقای به‌هم رسیده بود چون ولنتاین برای من یعنی: 6 سال پیش چنین روزی بود که برای همیشه از دستش دادم... ولنتاین برای من یعنی: زهرمارترین روز سال؛ ولنتاین یعنی: روزی که با یه مَن عسل هم نمی‌شه تلخیِ امروزم رو تحمل کرد؛ ولنتاین یعنی: هدفون توی گوش، خیره به یه جای نامعلوم و ساعت‌ها غرق شدن توی دنیایی از فکر که هیچ کرانه‌ای نداره.

(تیتر از ترانه «هفته دلتنگی» مهدی ایوبی با صدای رضا یزدانی)

مترسک
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ ۱۰ نظر

ارتش تک نفره

من اگه جای مرحوم دهخدا بودم، لغت‌نامه‌ام رو به این صورت تغییر می‌دادم:

شجاع: علی کریمی، هر کسی مثل علی کریمی، چه فوتبالی و چه غیر فوتبالی.

مترسک
سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱ نظر

سیمرغ طلایی

جایزه سیمرغ طلایی فرمایشی‌ترین فستیوال سینمایی تمام دوران می‌رسه به 36ـمین دوره جشنوراه فیلم فجر که برای اولین بار در تاریخ بشر، به دو اثر جایزه «تعلق دادند»! یکی «انتخابی» هیئت داوران و دیگری «سفارشی» از بالا! تازه آخرش هم اونی که سفارش شده بود با بغض اومد روی استیج و گفت «شکایتم رو به خدا می‌برم»!

جناب آقای ابراهیم حاتمی‌کیای عزیز؛ اگه برای سینما، مردم، جشنواره و ذات هنر حرمت قائل نیستید، حداقل به عنوان متولی، حرمت امام‌زاده‌تون رو نگه دارید و خاطره خوبی که از فیلماتون داریم رو خراب نکنید.

(اینم بگم: تبریک جانانه به هومن سیدی عزیز، هرچند حقش بود خودش و فیلمش جوایز بیش‌تری ببره)

مترسک
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱ نظر
مطالب اخیر