مترسکی هستم که صددرصد قاچاقی دو روزه در حال نفس کشیدنم! :D

پریروز که یه خاور محترم علی‌رغم این‌که داشت یه طرف دیگه می‌رفت و علی‌رغم‌تر (!) از این‌که بوق و چراغ ماشین رو سوزوندم بس که برای حضرتش زدم، لطف کرد و زد به من و نصف ماشین (سمت راننده از عقب تا جلو) رو بُرد! و وقتی هم که زد، رفت که رفت؛ منم توی شرایطی بودم که نمی‌تونستم بیفتم دنبالش، پشتشم یه اتوبوس بود نتونستم پلاکشو ببینم تا بردارم؛

همین دیروز هم داشتم عینهو بچه آدمیزاد (!) و با سرعت مطمئنه راهمو می‌رفتم که یه سلاح کشتار جمعی (یا همون پراید!) پیچید جلوی سلاح کشتار جمعی خودم (!) و کم مونده بود خودش و 4 تا سرنشینش و البته من رو یک راست بفرسته سینه قبرستون به این شرح که «ضمناً مجلس زنانه نیز در همان مکان منعقد می‌گردد»! که خب چون سرعتم مناسب بود تونستم کنترل کنم و بدون کم‌ترین تماسی و برخوردی قضیه به خیر گذشت و الان در خدمت شمام!

(خدا سومی‌شو به خیر بیاره، راستی حلالم کنید) :|