روایت داریم از دوران مترسکچه بودنم که گویا هر موقع ماشین لباس‌شویی مشغول کار کردن بوده تند تند چهار دست و پا یا اون زمان که یه خرده بزرگ‌تر شده بودم با کمک گرفتن از در و دیوار خودم رو می‌رسوندم نزدیکش و تلپ می‌نشستم جلوش و اون چرخشش رو با ذوق تماشا می‌کردم، بیش‌تر از تماشای «تام و جری»! حتی توی بدترین حالت (که تب و بی‌حوصلگی ناشی از دندون درآوردن باشه) هم باز این تنها چیزی بوده که حالم رو خوب می‌کرده!

یه خرده بزرگ‌تر که شدم، می‌رفتم روی صندلی و هم‌زدن موادِ کیک (که اونم به صورت دایره‌واره) رو با ذوق تماشا می‌کردم؛ دیگه قد کشیدم و مترسکچه نبودم اما حالا سر میز صبحونه این حرکت چرخشی قاشق که شکر رو توی چای حل می‌کرد برام جذابیت داشت! توی مدرسه، موقع زنگ آزمایشگاه اون‌جایی که معلممون این ظرفای آزمایشگاهی (اسمشون یادم رفته) رو تکون می‌داد اون حالت دایره‌ای که داخلش ایجاد می‌شد برام تنها قسمت جالب اون کلاس بود!

همین الان دکمه هوم گوشی و تبلتم که دست بر قضا اونا هم گردن، برام طوری جذابن که خیلی وقتا بی‌دلیل و الکی نگاش می‌کنم یا انگشتم رو دورش می‌کشم! یا وقتی می‌زنم iOS آپدیت بشه، اون آیکن چرخ‌دنده‌ای که گوشه صفحه میاد و به محض آغاز عملیات، شروع به چرخیدن می‌کنه حس جالبی بهم میده؛ حتی وقتی گوشه خیابون به هر دلیلی توقف کردم و منظره‌ای به غیر از ماشینا وجود نداره، ناخودآگاه توجهم سمت چرخاشون جلب می‌شه که دارن می‌چرخن! حتی سر همین وبلاگ هم وقتی فِ شین جان ایده اولیه قالب فعلی رو داد، همین که دیدم قسمت آواتار نظردهنده‌هام گرده، علت کافی بود برای این‌که عاشق این طراحی بشم! دیگه مشخصه که ساعت عقربه‌ای رو هم چرا به ساعتای دیجیتال ترجیح میدم؟! اون گردالی وسط گیتارم رو هم طبیعیه که خیلی دوستش داشته باشم!

مثال که زیاده و تا صبح قیامت می‌تونم براتون بنویسم ولی می‌خوام بگم این علاقه‌ام نسبت به هر چیزی که گرد و دایره‌ایه و یا در حال چرخیدنه، از اون دست عجایبه که حتی خودمم علتش رو نه می‌دونم و نه درک می‌کنم، طبیعتاً انتظاری از بقیه هم ندارم! :))

(اون جوری هم نگام نکنید! عه!) D: