سال پیش این ایام، اولین روزایی بود که رخت نظامی تنم کرده بودم و دقیقاً همین امروز، اولین مرخصی آخر هفته‌ام رو گرفته بودم که خبردار شدم دنیای کلاه قرمزی پر کشید؛ زنده یاد دنیا فنی‌زاده... وسط دلگیری و غمگینی اوایل خدمت و شهر غریب و دوری از خانواده، این هم مزید بر علت شد تا بی‌اختیار اشک بلغزه روی گونه‌ام و هنوز هم نتونستم باور کنم که خاطره‌ساز تمام دوران کودکی و نوجوونی و حتی همین حالای نسل من، دیگه نیست تا از عشق خودش به کالبد کلاه قرمزی، بدمه... شاید بهتر باشه بیش‌تر از این نگم و نقل قولی داشته باشم از دو رفیقی که ایشالا سایه‌شون همیشه بالای سر کلاه قرمزی و دوستاش باشه:

ایرج طهماسب: «بیش از 15 سال همکاری و رفاقت با کلاه قرمزی را هرگز و تا هیچ زمانی فراموش نخواهیم کرد؛ امروز آسمان هم برای تو می‌بارد دنیای عزیز و چه بی‌تاب است از وقت رفتنت، گویی در آسمان‌ها هم برایت اشک می‌ریزند؛ خوشا به حال بهشتیان که از امروز در کنارت خواهند بود؛ کلاه قرمزی برای همیشه تنها شد»؛

حمید جبلی: «پس از چندین سال، از امروز دیگر کلاه قرمزی رفیق و هم‌صحبتش را در کنارش ندارد؛ چقدر با او درد و دل می‌کردی و گویا از جان خودت به آن دمیده بودی؛ پر کشیدنت بسیار برایمان زود بود و هیچ وقت نبودنت را در کنارمان باور نمی‌کنیم».

(روحش شاد)