هر زلزله‌ای که میاد یه پس‌لرزه‌ای به نام امدادرسانی داره که زمین‌لرزه اخیر کرمانشاه هم از این قاعده مستثنی نیست اما یه فرقی این حادثه با انواع مشابه قبلی‌اش داشت، اونم پرچم‌دار شدن سلبریتی‌ها بود؛ بله، در سال‌های گذشته هم موردش رو داشتیم که مثلاً در زلزله بوئین‌زهرا مرحوم تختی آستین بالا زده بود و کمک‌های مردمی رو جمع‌آوری کرده بود ولی در مورد کرمانشاه، تفاوت در حجم زیاد مشاهیر بود که از ورزشکاران ملی مثل علی دایی و هنرمندان سرشناس مثل نیکی کریمی داشتیم تا افرادی که به این زودی‌ها فعالیتی خارج از حیطه کاریشون انجام نمیدن مثل جواد خیابانی؛

همه اینا رو گفتم که بگم این ماجرا رو از نظر من می‌شه از دو زاویه بهش نگاه کرد؛ اولی که خیلی هم خوبه، وجدان بیدار جامعه است که به درد اومده و سلبریتی‌ها به عنوان سرآمدان جامعه هم از لاک شیک و لوکس‌شون خارج شدن و هر کسی یه گوشه کار رو گرفت تا هم‌وطنانمون زودتر سرپا بشن اما یه جنبه منفی هم این وسط وجود داره اونم کاهش اعتماد به نهادهای عمومی و متولیان امر امدادرسانیه؛ چرا به چنین نقطه‌ای رسیدیم که ویدئوی اعلام شماره حساب علی دایی پربیننده‌تر از ویدئوی مشابهِ دولتی‌اش می‌شه؟ یا چی شده امروز در جایی قرار گرفتیم که مردم بیش‌تر از صداوسیما به شبکه‌های اجتماعی اعتماد می‌کنن و خبرا رو از اون‌جا پیگیری می‌کنن؟ کما این‌که سر تراژدی پلاسکو یا حوادث تروریستی تهران دیدیم که عملاً قبل از اعلام شبکه خبر، اکثر افراد از موضوع مطلع شده بودن و حتی بعد از اون هم باز اخبار تکمیلی رو ترجیح می‌دادن از اینترنت کسب کنن به جای رادیو و تلویزیون؛

حقیقتش رو بگم، می‌ترسم؛ می‌ترسم از این حجم کم‌اعتمادی (هنوز زوده از لفظ «بی‌اعتمادی» استفاده کنیم) به ارگان‌هایی که در همه کشورها متولی مستقیم این امور هستن؛ نهادهایی مثل هلال احمر، سازمان مدیریت بحران و حتی کمیته امداد و صداوسیما؛ از این فاصله‌ای که ایجاد شده و سر هر سانحه نسبت به قبلی شاهد فاصله بیش‌تری هستیم، می‌ترسم؛ می‌ترسم چون این فاصله از یه مقطعی به بعد دیگه تبدیل به گسل می‌شه و اون موقع است که حتی گسل‌های ژاپن و شیلی هم در برابر لرزش این یکی، سوء تفاهمی بیش نخواهند بود؛ کاش تا دیر نشده یه فکری بشه.

(شاید صداقت قطعه گم شده این پازله... مطمئن نیستم)