ترامپ دیشب واقعاً حرف تازه‌ای نزد، حتی به نظر من زودتر از این‌ها باید اون حرفا رو ازش می‌شنیدیم، چرا که ترامپ یه بچه است، یه بچه 3-4 ساله که چون با اوباما لجه، هر کاری اون کرده، این دقیقاً برعکسش رو انجام میده، طرح بیمه همگانی، حل و فصل اختلافات با کوبا و... همین مناقشه با ایران؛ تا این‌جای قضیه هیچی اما... به قول اون پیرمرد، دولت این آقا جداً هم نمی‌تونه هیچ غلطی بکنه... چون همه غلط‌ها رو خودمون داریم می‌کنیم!

وقتی دستمون به فسادهای مالی و اداری و قضایی گسترده آلوده است، وقتی داعش تا پارلمان پیش‌روی کرده جای وحدت، حرفای انتخاباتی رو پیش کشیدیم، وقتی بدعت عجیب غریبی در قانون اساسی می‌ذاریم و عضویت نماینده زرتشتیِ شورای شهر یزد (سپنتا نیکنام) رو زیر سوال می‌بریم، وقتی هر جایی که بتونیم از خون شهدا سوء استفاده می‌کنیم، وقتی شهادت محسن حججی رو هم با عجیب‌ترین شکل ممکن به بحثای انتخاباتی می‌چسبونیم «که حزب ما شهید داده اما شما ندادید»، وقتی جنگ 8 ساله با اون صدام دیوانه‌تر از ترامپ که همه مردم در اون نقش داشتن (حتی اقلیت‌های دینی) رو محدود به یک جریان خاص و یه عده محدودی می‌کنیم، وقتی گره پرونده اتمی رو می‌شد با دست باز کنیم، 12-13 سال چنان پیچوندیمش که حتی با وجود قیچی‌ای به نام «برجام» هنوز قابل باز شدن نیست، وقتی یه عده مشنگ سفارت کشور همسایه رو آتیش زدن و یه عده مشنگ‌تر هم اونا را وارد ستاد انتخاباتشون کردن و وقتی رییس جمهوری که توی جمع کانون وکلا با صدای بلند میگه دومین رییس دولت بعد از دکتر مصدقه که حقوقدانه اما دیشب توی کنفرانس مطبوعاتی حتی جرأت نکرد اسمش رو بیاره و نهایتاً با «تَکرار» از حامی انتخاباتی‌اش یاد کرد و...

همه این غلط‌ها رو «ما» کردیم، همه‌مون... فرقی هم نداره کدوم طرفی هستیم؛ راست و چپ و وسط و اصلاح‌طلب و اصولگرا و معتدل و صورتِ سه‌تیغ و ارزشی و ریش پروفسوری و سلطنت‌طلب و دموکراسی‌خواه و مذهبی و کمونیست و ملی‌گرا و با خدا و ناخدا و برجامی و فرجامی و... همه مقصریم، هر کدوم‌مون یه گوشه کشتی رو داریم سوراخ می‌کنیم و انتظار هم داریم غرق نشیم!

توی این وانفسا طبیعیه که یه مردکِ تاجرِ مو نارنجیِ زن‌باره به خودش اجازه بده تاریخ و فرهنگ و جغرافیای ما رو به سخره بگیره و اصول اولیه حقوق بین‌الملل رو نادیده بگیره و با دلقک‌بازی‌های همیشگی‌اش جلوی دوربین ظاهر بشه و هر چی که دلش می‌خواد نثارمون کنه و آخرش هم یه لیوان آب بخوره تا بشوره ببره و بعدش هم ملانیا لُپش رو ببوسه بگه «خسته نباشی مرد من»! ایوانا هم یه کم اون طرف‌تر بپر بغلش بگه «بهت افتخار می‌کنم بابایی»! دامادش هم بزنه قدش و بگه «خوشحالم پدرزنم مردی مثل شماست»!

والا هر کسی هم جای ترامپ باشه و این حال و روزمون رو ببینه به خودش اجازه میده حتی بیش‌تر از اینا بارمون کنه!

(توضیح ضروری: رفقای چای معطل قند، لطفاً جسد شعاراتون رو جایی غیر از این‌جا پیاده کنید وگرنه مستبدِ درونم فعال می‌شه)