تو خبرها داشتیم که آقای فرامرز جمشیدپور، سرپرست به شدت محترم شهرداری رشت، مرحمت فرموده و از کیسه خلیفه بذل و بخشش کرده و خودشون خطاب به خودشون نامه‌ای نوشتن و به طور «محرمانه» برای خودشون درخواست مسکن کردن و وقتی این نامه به شدت «محرمانه» لو رفته (در شدت محرمانگی‌اش همین بس که با اسناد سازمان سیا برابری می‌کنه) ایشون نه‌تنها پشیمون نیستن و عذرخواهی نکردن، بلکه از مسئولین خواستن تا جلوی «این ولنگاری‌ها» رو در فضای مجازی بگیرن! همین طور که دارم انگشت به دهان و یک لنگ در هوا به تعویض هوشمندانه و نامحسوس جای «ولنگار» و «رسانه/شاکی» فکر می‌کنم، تصمیم گرفتم منم نامه‌ای به خودم بنویسم:

“جناب آقای مترسک الممالک ابن مترسک الملوک ابن مترسک الوثوق ابن مترسک الدولة ابن مترسک السلطنة

مدیریت محترم وبلاگ «یک مترسک دات کام»

سلام علیکم

این‌جانب مترسک الممالک ابن مترسک الملوک ابن مترسک الوثوق ابن مترسک الدولة ابن مترسک السلطنة درخواست یک رپورتاژ پست به جهت تبلیغ کسب و کارم دارم تا در وبلاگتان درج نمایید؛ بدیهی است که هر بنی بشری و حتی بنی غیر بشری، به خود اجازه دهد و این درخواست «مافوق محرمانه» ما را به سخره بگیرد، همانا «ولنگار» بوده و باید مورد مواخذه قرار گیرد که بنده به عنوان شاکی، پیشاپیش خواستار اشد مجازات (فیلتر پایگاه‌های اینترنتی و توقیف نشریات کاغذی به همراه اخراج کارمندانشان و تبعید به سیبری و تحمل اعمال شاقه در اردوگاه کار اجباری) را دارم!

امضا: مترسک”

(راستی فردا ساعت 6 عصر، با «شاه‌نامه» در خدمتم)