خیلی ساله پیگیر و هوادار رضا یزدانی‌ام، این‌که میگم «خیلی ساله» یعنی این‌که حتی یادم نمیاد اولین بار کِی و کدوم اثرش رو شنیدم، در این حد «خیلی ساله»! تقریباً 80 درصد آهنگاش رو حفظم و الباقی رو هم نصفه و نیمه حفظم؛ با هر کدوم هم دنیای لذت رو بردم، هر چند به بعضی از کاراش انتقاداتی دارم اما هم‌چنان هنرمند محبوبم به حساب میاد، هر چقدر هم که خیلیا باهاش نتونن ارتباط برقرار کنن ولی من با کاراش حال می‌کنم و دقیقاً بابت همین خاص خوندنشه که هیچ پایه‌ای برای رفتن به کنسرتش ندارم و تا امروز حسرت یه بار دیدن اجرای زنده‌اش به دلم مونده؛

همه اینا رو گفتم که بگم اخیراً آهنگی منتشر کرده به نام «پونزده سالگی» (که ممکنه یکی از قطعات آلبوم جدیدش هم باشه، خدا داند) که شاید به نظر خیلی از طرفدارانش چیز خاصی نباشه و به عقیده همونایی که مخاطبش نیستن، جذاب هم نباشه اما برای من، یه فرق بزرگی داره اونم این‌که خط به خطش به طور عجیبی روایت داستان منه؛ عجیب‌ترین قسمتش هم این‌جاست که بین کارای خود رضا که هیچ، بین کارای بقیه هم فقط آهنگ «مترسک» مازیار فلاحی بود که تا پیش از این وصف حالم شده بود و اگه این دو تا رو پشت سر هم (بدون ترتیب خاصی) بشنوید، کامل دستتون میاد با چه نوع مخلوقی طرفید؛

حیفم میاد این همه از آهنگ و خواننده‌اش بگم و حرفی از شاعرش نزنم؛ نمی‌دونم مهدی ایوبی عزیز روی چه حسابی این شعر رو گفته؟ برای خودش چنین اتفاقی افتاده یا به سفارش بوده یا قصه یکی از آشنایانش بوده ولی هر چی که بوده، انگاری که سال‌هاست در جریانِ منه و حالا تصمیم گرفته ماجرام رو با قافیه و ردیف بازنویسی کنه و بده یزدانی بخونه؛ جداً وقتی اولین بار شنیدمش شوکه شدم و طی این چند روزی که منتشر شده کلاً روش قفل شدم و بعد از شنیدنش سبک شدم، طوری هم سبک میشم که کسی ندونه فکر می‌کنه... بگذریم.

دانلود آهنگ «پونزده سالگی» از رضا یزدانی | لینک کمکی

[حجم: 10.7 مگابایت]

(خاطرات تو که باشه با گذشته بی حسابم
تو کدوم صندوق پسته نامه‌های بی‌جوابم
جونمو برات می‌دادم هر چی می‌گفتی همون بود
غم و غصه که نداشتیم دنیا قد کوچه‌مون بود

دنیا رو بهم می‌ریختم اگه تو لب تر می‌کردی
وقتی آینده عجیبه به گذشته بر می‌گردی
من یه قاب عکس کهنه تو هجوم خاطراتم
به چشات خلاصه می‌شه آخرین راه نجاتم

دوره دیوونگیم و هیجان زندگیم و عشق پونزده سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه‌های انتظار و دل دل عقربه‌ها رو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت

دوره دیوونگیم و هیجان زندگیم و عشق پونزده سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه‌های انتظار و دل دل عقربه‌ها رو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت

خاطرات من یه دشت از سوسنای چلچراغه
خنده‌های تو هنوزم همه جای این اتاقه

من یه قاب عکس کهنه تو هجوم خاطراتم
به چشات خلاصه می‌شه آخرین راه نجاتم
دوره دیوونگیم و هیجان زندگیم و عشق پونزده سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه‌های انتظار و دل دل عقربه‌ها رو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت
دوره دیوونگیم و هیجان زندگیم و عشق پونزده سالگیمو
چشمای تو یادم انداخت
لحظه‌های انتظار و دل دل عقربه‌ها رو حال اولین قرارو
چشمای تو یادم انداخت...)