رفقا گفتن حالا که فرصت نداری خبرنگار رادیو بلاگی‌ها بشی، بیا و از دوستات بخواه که اونا بشن، خبرنگار! اگه یادتون باشه خودم تقریباً دو سال پیش گفته بودم که شغل مورد علاقه‌ام خبرنگاریه اما خب، نشد که بشم، خبرنگار! پیرو این دو قضیه وقتی داشتم به نحوه دعوت از شما برای پیوستن به تیم رادیو فکر می‌کردم، یهو به نظرم رسید چقدر یه خبرنگار وبلاگی می‌تونه شبیه فلامینگو باشه! سوالی پیش میاد که بین این همه پرنده و چرنده و خزنده و درنده و دونده، حالا چرا فلامینگو؟ جواب اینه که دلیل خاصی ندارم، صرفاً مرض دارم! خب، حالا بپردازیم به نحوه فلامینگو... نه یعنی چیزه... خبرنگار شدن!

اول از همه این سه مطلب ویژه رو مطالعه کنید: تمدید فراخوان "خبرنگار شو" و #خبرنگار_شو تمدید شد و چالش خبرنگار شو ؛ هر سه پست رو هم عین این دوستمون با دقت و علاقه بخونید:

بعدش که از چَم و خَم ماجرا آگاه شدید و به همکاری با این تیم حرفه‌ای علاقه‌مند شدید، بشینید یا بایستید یا دراز بکشید یا گرد بکشید (!) خلاصه در یه وضعیتی قرار بگیرید و فکر کنید؛ مثل ایشون:

بعد که فکراتون رو با نیسان آبی ریختید روی هم و به جمع‌بندی رسیدید، بین وبلاگا پرواز... نه یعنی منظورم اینه که... بچرخید و دنبال ایده بگردید؛ مثل اینا:

وقتی سوژه مورد نظر رو پیدا کردید، ولش نکنید! سفت بچسبیدش، انگار گنج پیدا کردید! مثل ایشون محکم بگیریدش تا در نرفته:

بعدش کارِتون رو ارائه کنید؛ وقتی هیئت ژوری (به قول یه بنده خدایی «هیئت ژولی»!) که شنوندگان و خوانندگانش باشن (رادیو بلاگی‌ها تنها رادیوی جهانه که علاوه بر شنیده شدن، خونده هم می‌شه!) کار شما رو پسندیدن (که قطعاً می‌پسندن؛ من به شماها ایمان دارم) ، این طوری جلوی همه‌شون متواضع باشید و تعظیم کنید:

همین! به همین سادگی می‌شه یه فلامینگو... ای بابا بازم اشتباه شد که... می‌شه یه خبرنگار رادیو بلاگی‌ها شد، خیلی هم عالی! ضمناً این فراخوان، پرانتز انتهای متن نداره، به جاش توجهتون رو به عکس پایینی جلب می‌کنم؛ خوش باشید.