همین اول یه توضیحی بدم که نگهبانیای ما یه مقدار با بقیه سربازا فرق داره، بنابراین چیزایی که براتون تعریف می‌کنم رو هر چند با تعجب ولی مجبورید باور کنید! ماجراش مفصله که چرا این جوریه و از حوصله مطلب هم خارجه؛

ما روزایی که نگهبانی داریم، دو نفری سر پستیم و اسلحه و بی‌سیم و شب‌بیداری هم نداریم، صرفاً حضور در محل‌اش الزامیه و همین؛ حتی موبایل هم می‌تونیم ببریم و حتی‌تر (!) گاهی فلش می‌بریم به تلویزیون اون‌جا می‌زنیم و فیلم و سریال می‌بینیم! بعد به ما هر روز جیره میدن برای وعده‌های غذایی اون روزمون (توی ماه رمضون هم یه ساعت قبل از اذان وعده افطار و شام و سحر رو میدن) ، تا این‌جاش فعلاً هیچی؛

اصل قضیه اون قسمتشه که من اصولاً آشپزی‌ام زیر خط فقره ولی سر یه موردی ادعا دارم و اون هم نیمرو و املته! شبایی که برای شام بهمون تخم مرغ خام میدن، خودم داوطلبانه میرم نیمرو برای هم‌پستی‌ام درست می‌کنم به این شرط که ظرفا رو بعد از شام، رفیقمون بشوره؛ پخت از من و شُست از اون!

اوایل که پیشنهادش رو می‌دادم دوستامون با شک و تردید قبول می‌کردن اما از وقتی دیدن که نه! جدی جدی اگه ترشی نخورم یه چیزی میشم (!) همه عشقشون این شده شبی که جیره تخم مرغ داریم با من نگهبانی داشته باشن تا براشون نیمروی مترسکانه درست کنم و صفا کنن! البته لازمه بگم که امکانات تبدیل کردنش به املت (رب یا گوجه) رو ندارم وگرنه اونم در خدمتشون بودم!

(دلمون خوشه به همین چیزا تا بلکه سریع‌تر این دوران بگذره بره رد کارش!) D: