اسکار خجالت‌آورترین خنده تاریخ (از زمان انسان‌های نئاندرتال تا امروز) هم می‌رسه به این ماجرای من:

دیروز دوست دوران راهنمایی‌ام رو بعد از حدود 10 سال دیدم، البته قبلاً هم تو خیابون دیده بودمش ولی طوری نبود که با هم حرف بزنیم، فقط سلامی داده بودیم و تمام؛ اون هم مثل خودم چند ماهیه که سربازه؛ خلاصه دیروز همین جوری که مشغول حرف زدن و تعریف کردن مختصری از وقایع این چند سال بودیم، گفت «چند وقت پیش رفتم خواستگاری ولی جواب رد شنیدم و بعدش...» تا اینو شنیدم خیلی محکم زدم زیر خنده و دو دقیقه ممتد با صدای بلند و خیلی بد (خیلی خیلی بد) خندیدم، حرفش به خودی خود حرف خنده‌داری نبود (حتی گریه‌دار هم هست!) اما از بس بانمک گفت نتونستم جلوی خنده خودم رو بگیرم و خندیدم؛ بنده خدا ادامه حرفش یادش رفت و اصلاً یه چیز دیگه گفت!

(البته وجدان‌درد گرفتم و ازش حلالیت هم گرفتم ولی خب این چیزی از خجالت‌آوری‌اش کم نمی‌کنه!)