دیشب تولد یکی از اقوام بود، بعد همسرش تیریپ غافلگیری یا همون سورپرایز برداشت و از همه ما دعوت کرد بریم خونه‌شون که وقتی اومد یه دفعه سر و صدا کنیم و تبریک بگیم و اینا؛ تمام اتفاقات هم طبق برنامه پیش رفت اما در نهایت امر مجلسی به شدت یخ و کسل کننده بود و همه متفق القول بودیم که دستش درد نکنه ولی اگه جای این حرکت، یه کار دیگه می‌کردیم یا اصلاً مسئولیت اداره جشن بین چند نفر تقسیم می‌شد خیلی بهتر بود و بیش‌تر خوش می‌گذشت؛ مخصوصاً برای من که سرباز جمع بودم و بعد از مدت‌ها قرار بود تو فضای متفاوتی باشم تا خستگی این مدتم در بیاد، چندان جالب نبود و اگه خونه می‌موندم و می‌خوابیدم، مفیدتر بود! مثل حکایت اونیه که بلد نیست کفش پاشنه‌دار بپوشه اما هی اصرار داره که بپوشه؛ خب وقتی بلد نیستی، مگه مجبوری؟!

(نتیجه اخلاقی: اگه کاری رو بلد نیستید یا انجامش ندید یا از عزیزانی که بلدن مشاوره و راهنمایی بگیرید؛ با تشکر!)