اگه یادتون باشه یک سال و اندی پیش بود که یکی از معلمای دوران ابتدایی‌ام رو دیدم و کلی بابتش ذوق مرگ شده بودم! اما از اون به بعد دیگه ندیدمش، خودش هم سر و کارش طرفای ما نیفتاد تا دیداری تازه کنیم تا همین دو-سه شب پیش که از پادگان رسیدم خونه وقتی تلگرام رو باز کردم دیدم اولین پیغامی که برام اومده اینه که خانم حـ... عضو تلگرام شده! منم معطل نکردم و فوری سر صحبت رو باز کردم و از شانسم همون لحظه آنلاین بود و شروع کردیم به چت کردن؛ به شدت هم فعاله و دائم چیزایی که به نظرش جالبن برام می‌فرسته، اعم از جوک و عکس و gif و مطالب خاص و... خلاصه بهتون بگم تمام خستگی دو ماه آموزشی و داستانایی که توی مسیر برگشت به خاطر برف و سرما داشتیم، همگی رو در دم فراموش کردم بس که این استادِ جان، کنسرو انرژی مثبته و استعداد عجیبی در حال خوب کنی داره! دم و بازدمش گرم! ^_^

(فکرش رو هم نمی‌کردم یه روزی برسه که بگم تا دو-سه شب پیش پادگان بودم و حالا نیستم، از بس وقتی داخل اون بی‌صاحبیم (!) زمان آروم می‌گذره!) D: