از همین تریبون (!) به خودم قول مردونه میدم که 20 و چند روز دیگه که آموزشی‌ام تموم شد و منتقل شدم شهر خودم و وقت آزادم بیش‌تر شد این کارا رو حتماً انجام بدم:

پیگیری جدی موسیقی، چون که بعد از دو ماه تمرین نداشتن و دور بودن از این فضاها، قطعاً یه چیزایی یادم رفته و حسابی عقب افتادم؛ بماند که اگه سرباز نبودم و این وقفه پیش نمی‌اومد، اردیبهشت کنسرت هنرجویی داشتم؛

برم دنبال کلاسای «سُلفژ» و آواز؛ خیلی عجیبه اما توی این دوران سربازی خیلی از دوستامون به طور جدی گفتن استعداد خوندن دارم و جدی‌اش بگیرم! شاید اعتماد به نفس کاذب باشه ولی به امتحان کردنش می‌ارزه؛

تصمیم‌گیری جدی برای آینده بعد از پایان خدمتم؛ این‌که سر وقت چه کاری برم و آیا برای ارشد بخونم یا نخونم و اگه قرار به خوندنه با چه برنامه‌ای بخونمش و اگه قرار به کار کردنه دنبال چه کاری برم و اینا؛

کشیدن دستی به سر و روی وبلاگ، لینکا و لیستی که دنبالشون می‌کنم و امثالهم؛ یه سری عزیزان رو باید اضافه کنم و یه سری رو هم که متأسفانه غیرفعال شدن رو حذف می‌کنم؛ این آخری رو به احتمال خیلی 100 درصد (!) هم‌زمان با سه تای بالایی انجام میدم.

(امروز بر می‌گردم پادگان و در اولین دسترسی‌ام به نت حتماً میام این‌جا که یحتمل بره برای پایان دوره، پس فعلاً خداحافظ همگی)