شما تصور کنید روز کاری سنگین و شلوغی داشتید، بعد از کار هم باید می‌رفتید کلاس جبرانی، ساعت نزدیک 9:30 شب که رسیدید خونه، همین که صفحه پنل وبلاگ رو باز می‌کنید با صحنه‌ای مواجه میشید که چند دقیقه ممتد و بلند بلند می‌خندید، طوری که خانواده به عقلتون شک می‌کنن! چه صحنه‌ای؟ این لطف بروبچه‌های گل و فانِ بلاگفان که دمشون به شدت گرم:

مترسک‌ها آفلاین نمی‌شوند!

عنایت داشته باشید که گندم بانو چقدر من رو اذیت کرده که آثارش حتی تا توی این متن جذاب هم نفوذ کرده! :))

(یعنی می‌خوام بگم راضی‌ام ازتون، همین چیزاست که باعث می‌شه هم‌چنان عاشق وبلاگ‌نویسی و دوستان وبلاگ‌نویسِ عزیزم باشم) ^_^