اصلاً دلم نمی‌خواست راجع به این قضیه بنویسم اما می‌سوزم وقتی به این فکر می‌کنم که اگه همین هتک حرمت در ابعاد کوچیک‌ترش داخل یه آموزشگاه موسیقی اتفاق افتاده بود، قبل از این‌که مدرک قابل اعتنایی ارائه، دادگاهی برگزار، اتهامی ثابت و متهم رسماً مجرم شناخته بشه، دستور می‌دادن از فردا همه آموزشگاه‌ها تعطیل بشن و تا زمان نامعلومی هم اجازه فعالیت مجدد صادر نمی‌شد و تا جایی که می‌تونستن تبلیغات منفی علیه تدریس موسیقی و خود موسیقی می‌کردن تا تیشه به ریشه این هنر بزنن ولی حالا که موضوع راجع به یک قاریه، با وجود تمام اسنادی که وجود داره خیلی راحت از کنارش می‌گذرن و حتی ژست طلبکاری هم گرفته می‌شه که انگار تقصیر اینا بوده (!) و از قربانیانش هم پرسیدن که چرا دست به دامن رسانه‌ها شدین؟ که اونا هم جواب تلخی دادن: «چون از پیگیری با وجود این همه مدارک ناامید شدیم».

(الان این مسأله باعث ناراحتی بعضیا نشده تا کفن پوشیده بریزن تو خیابون؟ فقط برگزاری کنسرته که باعث ناراحتی می‌شه؟)

(به روز رسانی: خوشبختانه قرار منع تعقیبی که صادر شده بود منتفی شد تا ایشالا به پرونده درست و حسابی رسیدگی بشه)