یه حکایت معروفی هست که فیلی رو توی یه اتاق تاریک گذاشتن و چند نفر رو هم دورش گذاشتن و گفتن که بهش دست بزنید و بگید چیه و یکی به خرطومش دست زد گفت شلنگه و یکی به گوشش دست زد گفت فلانه و الی آخر، خب؟

ماجرای این روزام شده؛ چند ماهه بدون هیچ دلیلی مو بلند کردم (همچین بلند هم نشده فقط حجم روی سرم بیش‌تر از همیشه شده، در حدی که باد می‌تونه نامرتبش کنه) و دو هفته است که باز هم بدون هیچ دلیلی ریش گذاشتم؛ حالا هر کی از راه می‌رسه انگار که با فیل قصه مواجه شده باشه، نظرات کلاً بی‌ربطی ارائه می‌کنه: فاز هنری و سهراب سپهری‌ای (!) برداشتی؟ چند وقت دیگه سربازی دپرس شدی؟ می‌خوای با ریش خودت رو بزرگ‌تر نشون بدی؟ زدی تو خط درویشی؟ تیریپ روشن‌فکری برداشتی؟ می‌خواهی گیسات که بلندتر شد ببندی شبیه مازیار بشی؟ شیفته میرزا کوچک خان جنگلی شدی؟ ولی از همه جالب‌تر این بود: معتاد شدی؟! :|

خیلی دوست دارم بدونم اولین بار کی به این نتیجه رسید ریش و موی بلند حتماً منتقل کننده یه مفهومیه، شاید اون مفلوکِ گردن شکسته فقط یه مدت خواسته به ظاهرش تنوع بده، دِهَع!

(امضا: فیلِ مترسک نشان)