دیروز آراگل جان یه پستی راجع به دوست مهدکودکی‌اش نوشت که دیدم چقدر ماجراش شبیه خودمه، خواستم زیر مطلبش بنویسم اما دیدم برای یه کامنت طولانی می‌شه و راستش حیفم اومد؛

شما تصور کنید من یه مترسکچه‌ای بودم که تازه مهدکودک می‌رفتم و همون روز اول با یه دختربچه سبزه و ریزنقش و لاغری دوست شدم، این طوری که با هم سر یه میز نشستیم بازی کردیم و بعد از چند دقیقه دیدیم چقدر با هم دوستیم! وقتی خانواده‌هامون دنبالمون اومدن طبیعتاً متوجه شدن ما با هم دوست شدیم و اونا هم مثل ما یهو به خودشون اومدن دیدن چقدر با هم خوبن! همین جوری الکی و بدون این‌که کسی تلاش خاصی بکنه دو تا خانواده و متعلقاتشون (که ما باشیم!) با هم دوست شدن؛

دست بر قضا اونا به خاطر شغل پدرشون ساکن منطقه ما شده بودن و جز چند تا همکار ایشون آشنای دیگه‌ای نداشتن تا با ما دوست شدن و دیگه خیلی صمیمیت بیش‌تر هم شد؛ به مرور که آشنایی بیش‌تر می‌شد می‌دیدیم چقدر از نظر طبقه اجتماعی، وضعیت مالی و اعتقادات شبیهیم؛ چای معطل قند هم بودیم که هر مناسبتی می‌شه بپریم خونه اون یکی مهمونی! عید نوروز، افطاری ماه رمضون، برگشتن از سفر و...؛

جالبه که تا یه مقطعی خانواده‌ها رو به صورت «خانواده مترسک» و «خانواده پـ...» یا «خانواده دوست مترسک» و «خانواده دوست پـ...» رو اسم‌گذاری می‌کردن ولی از یه جا به بعد برعکس شد و دیگه اسمی از ما نمیارن، انگار نه انگار همه چی از دوستی ما شروع شده و هر چی می‌شه میگن خانواده فلانی چقدر خوبن و اینا؛ بی‌انصافا! یادی هم از ما بکنید، ناسلامتی ما اگه دوست نشده بودیم شماها با هم آشنا نمی‌شدید، عجبا!

خوشمزه‌ترین قسمتش که مربوط به خودمونه که چون دقیقاً هم‌سن بودیم، همیشه تمام مقاطع تحصیلی با هم بودیم و از حال هم خبر می‌گرفتیم و حتی از نظر درسی در یه سطح بودیم و اتفاقاً جفتمون دانشگاه آزاد قبول شدیم (البته دو تا دانشگاه مختلف) و اتفاقاًتر (!) جفتی ارشد قبول نشدیم! حتی یه بار تصادفی فهمیدیم ضریب هوشی یکسانی داریم! شاید هم بابت این حجم شباهت فردی و خانوادگی بوده که همیشه به عنوان یکی از پنج تا دوست خیلی خوبم طبقه‌بندی‌اش کردم و اعتماد کاملی هم بهش داشتم که تا به امروز ذره‌ای خدشه بهش وارد نشده؛ ضمناً به قول معروف دوست مثل قالی کرمان می‌مونه، هر چی قدیمی‌تر باشه باارزش‌تره.

(بین خودمون بمونه: من کلاً 20 روز اون مهدکودک بودم و بنا به دلایلی بعداً رفتم یه جا دیگه!)

(یه چیز دیگه: خرابِ کامنتاتون تو پست قبل شدم؛ دمتون گرم، خیلی باحالید!) D: