حالا که بحث داغ این روزا کنکور و نتایجشه خاطره‌ای براتون بگم از روز اعلام نتایج کنکور خودم؛ صبح بود یکی از دوستام (که بنا به دلایلی الان ارتباطمون کم‌رنگ شده ولی هم‌چنان براش احترام فوق‌العاده زیادی قائلم) اس‌ام‌اس داد که «وای مترسک! قبول شدم! همونی هم که می‌خواستم قبول شدم»! منم اتفاقاً چند روزی بود اینترنت خونه‌مون تایمش تموم شده بود و هنوز تمدیدش نکرده بودم، روم هم نمی‌شد به همون دوستم بگم «حالا تا دهنت بازه حسنی ما رو هم صدا کن»! شال و کلاه کردم رفتم تا کافی‌نت محل، اون‌جام شلوغ بودا، اصلاً جمعیتی موج می‌زد! نگم براتون! چند نفر جلوتر از من بودن و واکنش چند نفرشونو که دیدم اعصابم بیش‌تر می‌ریخت به‌هم؛ توی حال و هوای خودم بودم یهو یه صدای آشنایی گفت «مترسک جان سلام، شما کجا این‌جا کجا»؟ دیدم یکی از اقوام تقریباً دورمونه (که نسبتش رو بخوام توضیح بدم 2 خط برگه A4 می‌شه!) منم جریانو تعریف کردم، گفت بیا همین جا پشت سیستمِ من کارتو انجام بده؛ مشخصاتم رو وارد کردم و دیدم که همه چی ختم به خیر شده و دکمه پرینت رو زدم و با مسئول اون‌جا حساب و کتابشم کردم زدم بیرون؛ در شرایطی که هنوز والدین خودم و دوستای نزدیکم خبر نداشتن، اطرافیان همون فامیلمون زنگ و اس‌ام‌اس می‌زدن و تبریک می‌گفتن که جا داره از همین تریبون استفاده کنم و پیشنهاد بدم اسم اون عزیزمون رو به عنوان سریع‌ترین و تندترین خبررسان تاریخ بشر در کتاب رکوردهای گینس ثبتش کنن! :))

(از صمیم قلب برای همه کنکوریای دیروز و دانشجوای بعد از این، آرزوی موفقیت و سربلندی می‌کنم) ;)