آمار بازدیدها و کامنتا و دنبال کنندگانم هیچ وقت برام مهم نبوده چون در درجه اول من مطالب این‌جا رو برای دل خودم می‌نویسم و ثانیاً لزومی نمی‌بینم چیزی که حاصل لطف و محبت دوستانم بوده رو به روی خودشون بیارم چون به نظرم کار پوچیه؛ اما واقعیت اینه که تقریباً هفته‌ای یکی-دو نفر به لیست دنبال کنندگانم اضافه می‌شه و به جاش هفته‌ای چهار-پنج نفر دیگه من رو دنبال نمی‌کنن و ماهی دو-سه نفر هم لینکم رو حذف می‌کنن! یعنی در مجموع اگه سیر صعودی نداشته باشم، سیر نزولی هم ندارم، به عبارتی در جا زدن خالص؛ که باز هم میگم برام اهمیتی نداره و به هیچی هم راضی‌ام چه رسد به جمعیت فعلی که از سرم هم زیادن؛ تکرار می‌کنم: چون که فقط برای دل خودم می‌نویسم!

اما نکته خیلی جذابی وجود داره که بلااستثنا این اتفاق (ترور لینکی و دنبالی من!) زمانی می‌افته که من یه حرفی که از نظر خودم حرف حسابه و در یه حالت کلی عقیده شخصی‌مه رو نوشتم و دوستانی که مخالفم بودن خیلی شیک و مجلسی روی اون ضربدر قرمز کلیک کردن و من رو به خاطراتشون پیوستوندن! که بسیار ممنونم از همگی‌شون! چون چند تا سیگنال خوشگل به صورت مستتر سمت من پرتاب می‌کنن:

  • تحمل حرف مخالف خیلی بالاست و به این میگن دموکراسی واقعی!
  • به جای قانع کردن و ایجاد دیالوگ، صورت مسأله که وبلاگ این حقیر باشه پاک می‌شه! بالاخره مبدع «گفتگوی تمدن‌ها» هستیم و نه «گفتگوی هم‌وطنان» دیگه، نه؟
  • اون قدری هم عقاید محکمه که با پاره کردن تار عنکبوت (نماد سستی) اعتراض نشون داده می‌شه!
  • خیلی هم محل تقدیر و تشکر داره که جای فحش دادن، صرفاً فقط دیگه خونده نمیشم! حداقلش اینه که دردم نمی‌گیره! مرسی که هوای این مترسک دست و پا بسته رو دارن!
  • اون قدری هم حقیرم که حتی زحمت داده نمی‌شه توی کامنتا خوندن کتاب «بی‌شعوری» بهم توصیه بشه! خیلی جالبه که این کتاب بیش از این‌که خونده شده باشه، توصیه شده!
واقعاً دلیلی نمی‌بینم تا بخوام خودم رو ناراحت کنم چون کوچیک‌تر از این حرفاست و از این بزرگ‌ترش هم ناراحتم نمی‌کنه فقط خواستم بگم می‌بینم و متوجهم و ضمناً این مسائل به هیچ عنوان خللی تو عقایدم وارد نمی‌کنه مگر قانع بشم که اشتباه می‌کنم و موردش هم بوده که توجیه شدم اما حتی اگه راضی نشدم هم به خاطر همین تلاش زیبا، احترامی که از قبل برای اون عزیز داشتم دوچندان شده، مخلصش هم هستم.
(مجدداً عیدتون مبارک)