هولدنِ بابا دعوت فرمودن که توی بازی وبلاگی شرکت کنیم و از اون جایی که بنده از نعمت عقل سالم به طور کامل بی‌بهره‌ام (!) بنابراین به شکلی که مد نظر ایشون باشه و از نظر عرف هم صحیح باشه، این کار رو انجام نمیدم و کمی تا قسمتی متفاوت اجراش می‌کنم و نه کاملاً؛

اول از همه، کتاب؛ قرار نیست کتاب خاصی بهتون پیشنهاد کنم ولی پیشنهادم کتابای تاریخیه، صرفاً هم تاریخ ایران بدون توجه به دوره زمانی روایتش و حجم کتابش، فقط مراقب باشید نویسنده تا حد ممکن راوی صادقی باشه، نمی‌خوام اسم ببرم اما چند صفحه از کتابی رو تورق کنید و لحن نوشتاری‌اش رو مطالعه کنید متوجه منظورم میشید، این در صورتیه که تاریخ‌باز نباشید ولی اگه مثل من خیلی به مهندسی اموات (همون تاریخ) علاقه دارید، تا حد زیادی در جریانید که فاز هر نویسنده به چه شکله؛ برای این از تاریخ مایه گذاشتم چون معتقدم ملتی که گذشته خودش رو نشناسه، آینده‌اش رو هم باخته و متأسفانه کشور ما هر موقع صدمه‌ای دیده از بابت همین آگاهی کم مردمش بوده؛ اگه به کل تاریخ ایران علاقه دارید ولی حوصله خوندن کتابای چند جلدی و قطور با کلمات تخصصی و سنگین رو ندارید، کتاب «چکیده تاریخ ایران؛ از کوچ آریایی‌ها تا سقوط سلسله پهلوی» از حسن نراقی رو پیشنهاد می‌کنم که هر چند به عنوان یه تاریخ‌باز اشکالاتی رو بهش وارد می‌دونم اما محض دونستن کلیات تاریخ مملکتمون در 170 و خرده‌ای صفحه، کافیه؛

مستند؛ من همون قدری که به گذشته آدمیزاد علاقه دارم، به گذشته جک و جانوران هم علاقه دارم و در همین راستا مستندی که بهتون معرفی می‌کنم، «سیاره دایناسور» از ساخته‌های بی‌بی‌سی هستش که علاوه بر نکات جالبی که ارائه می‌کنه، گرافیک بسیار جذابی هم داره که به راحتی پتانسیل میخکوب کردن بیننده رو داره؛ همین بی‌بی‌سی مستند مشابهی رو برای حیوانات امروزی هم ساخته اما چون اون رو اکثراً دیدن و طراوتش رو از دست داده، بی‌خیالش میشیم؛

موسیقی؛ قسمت خوشمزه قضیه برای خودم؛ آثار مرحوم استاد محمد نوری به نظرم دلچسب‌ترین کاریه که می‌تونم بهتون پیشنهاد بدم، مخصوصاً که همین دیروز ششمین سال خاموش شدن صدای بی‌نظیر ایشون هم بود که در باب صداشون روایتی از یکی از شاگردانشون شنیدم که ایشون از بس صداش، صدا بوده که موقع حرف زدن معمولی هم صداش رو کنترل می‌کرده و وقتی داد می‌زده رعشه به اندام افرادی که نزدیکشون بودن، می‌افتاده؛

فیلم سینمایی؛ از جمله حوزه‌هایی که در موردش حرف زیادی برای گفتن ندارم و فقط به عنوان یه بیننده معمولی (خیلی هم معمولی) پیگیری می‌کنم همین عالم هنر هفتمه ولی فیلمای «طعم گیلاس» از مرحوم عباس کیارستمی و «پل چوبی» از مهدی کرم‌پور و «گناهکاران» از فرامرز قریبیان (با فیلم‌نامه سام قریبیان پسر فرامرز) رو پیشنهاد می‌کنم که آخری رو عمدتاً به این خاطر گفتم که حس می‌کنم کم‌تر از اون چیزی که لایقش بود، دیده شد؛ باز هم تأکید می‌کنم من یه بیننده معمولی‌ام، همین؛

و در نهایت، شعر؛ دیوان مرحوم ابوالقاسم عارف قزوینی به همراه زندگی‌نامه‌ای که به قلم خودشه و به کوشش مهدی نورمحمدی جمع‌آوری شده و شامل اشعار چاپ نشده‌اش هم هست رو پیشنهاد می‌کنم؛ عارف از چند جهت خاصه و به عقیده من باید بیش از این بشناسیمش؛ جزو معدود موسیقی‌دانان قدیمی ایرانی بود که به نُت آشنا بود، از طرفی معتقد بود که همه سه رکن یه قطعه یعنی شعر و آهنگ و صدا باید کار یک نفر باشه وگرنه مثل بچه حرام‌زاده می‌شه (!) و دقیقاً همین یکی از عوامل تمایزش محسوب می‌شه چون خودش هر سه ستون رو به نحو احسن انجام می‌داد که همین حالاش هم خیلی کم هنرمندی رو می‌شه پیدا کرد که همه پایه‌های کارش رو خودش انجام بده و به فرض انجام هم بده خروجیِ خوبی تحویل بده، ضمناً همیشه می‌گفت که آواز باید بدون تحریر اجرا بشه تا مردم بتونن شعر رو راحت حفظ کنن و با خودشون زمزمه کنن، یادمون هم نره که عارف اولین کسی بود که در ایران کنسرت به سبکی که امروز می‌شناسیم، برگزار کرد و در نهایت هیچ وقت تن به ضبط کردن صفحه نداد چون علاقه‌ای به پول در آوردن از راه هنر نداشت؛ همه اینا رو در کنار این موضوع قرار بدید که محبوبیت فوق‌العاده‌ای داشت تا جایی که میگن توانش رو داشت که موقع کنسرتاش با کوچک‌ترین اشاره‌ای به مردم، اون منطقه رو به آشوب بکشه و حتی وقتی که در بهمن 1312 در تبعید (همدان) درگذشت، تمام شهر تشییع پیکرش رو انجام دادن؛ دیگه بیش از این توضیح نمیدم تا کاملش رو خودتون مطالعه کنید و لذت ببرید.

(در آخر هم سرکار خانم نازنین بانو و دادا سعید متخلص به «آقاگل ملت» رو به این بازی وبلاگی دعوت می‌کنم)