بعضیا طوری کوچیک فکر می‌کنن و کوچیک نگاه می‌کنن و حتی کوچیک عمل می‌کنن، که مخاطب نمی‌تونه باور کنه که چطور ممکنه مغزی با ساختار مشترک هم توی سر ایشون باشه و هم توی سر فلان دانشمند؟ خیلی دوست دارم بدونم وقتی در برابر فهمیدن و بزرگ بودن و احیاناً بزرگ شدن مقاومت می‌کنن، چه فایده‌ای براشون داره که چنین تلاشی می‌کنن؟ این جور مواقع دلم می‌خواد طرف رو سر و ته کنم یه خورده خون بیش‌تری به مغزش برسه بلکه توفیری کرد!

(اگه منافع خاصی داره به صورت عمومی اعلام کنن شاید قانع شدیم)