آقا یا خانم «جام جم» ، سلام!

نامه‌ای که هم‌اکنون می‌خوانید، توسط یک حسود بالفطره نگاشته شده، نگارنده به عنوان یکی از هشتاد میلیون بیننده شما حسادتش گل کرده؛ یحتمل می‌پرسید چرا؟ سوال بسیار خوبی است، چرا که علت این امر، بیش‌تر توجه کردن حضرتعالی به آن جوانک سیاه‌پوست آمریکایی که توسط پلیس فدرال کشته شد، نسبت به مسائل کم یا بی‌اهمیتی مانند تصادف سربازان و یا همین سوختن سرمایه آبا و اجدادی‌مان در پتروشیمی ماهشهر، می‌باشد؛ قطعاً و یقیناً به قتل رسیدن آن اجنبی و سعی در کوباندن پلیس یک کشور دیگر خیلی مهم است اما اگر لابه‌لای پوشش زنده و مستقیم از آن موضوع خیلی مهم، موضوعات داخلی را نیز پوشش دهید (حتی با نسبت یک به ده) حسادت بی‌صاحب ما فروکش می‌کند؛

در ادامه نامه باید خدمتتان به عرض برسانم که بنده حقیر هم‌چنان گوشه‌ای از این حسادت کثیف در وجودم مانده و آن هم مربوط به برنامه وزین «هفت» با اجرای جناب افخمی است؛ همین دوست عزیزمان چندی پیش تا توانستند جشنواره‌های بین‌المللی سینمایی را کوباندند و حتی کار را به مسائلی کشاندند که انگار نه انگار این‌جا خونواده نشسته اما همین که یکی از همان‌ها دار فانی را به قصد دار باقی بدرود گفت، لفظ «استاد» را پشت‌بند ایشان قرار داده و در عوض تا جایی که توان داشتند بقیه را کوباندند که هرچند این اصرار بر کوبیدن واقعاً تقدیر دارد اما فکر نمی‌کنید اگر خدای نکرده، زبانم لال، روم به دیوار، گلاب به روی مبارکتان، صدای تلویزیون همسایه‌ای بلند بود و صدایش را آن یکی همسایه هم شنید، حس حسادت به ایشان دست نمی‌دهد که چرا اونا بهتر از اینا اخبار مربوط به مرحوم کیارستمی را پوشش می‌دهند؟

با اطلاع از این امر که قرار نیست هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی پاسخی دریافت نمایم، نامه را به پایان برده و ضمناً از صمیم قلب آرزو می‌کنم که دیگر پلیس آمریکا کسی را نکشد تا جایی هم برای پوشش اخبار وطنی در «جام جم» باز گردد؛ خداوند یار و نگهدارتان باد.

(امضا: یک مترسکی که از شدت حسادت دارد می‌ترکد)