دقیق یادم نیست کِی بود اما اینو خوب یادمه که جرقه آشنایی رو خودش زد؛ اون موقع من تازه شروع کرده بودم و گم‌نام بودم، به زور روزی 10 تا بازدید داشتم که 7 تاشون هم تبلیغاتی بودن، از همونایی که میگن «وب زیبایی داری، به منم سر بزن» (!) و اون سه تا هم اصولاً ساکت بودن و چیزی نمی‌گفتن؛ آره، داشتم می‌گفتم که خودش فتح باب کرد؛ باز هم دقیقاً یادم نیست اولین کامنتش رو برای کدوم پستم نوشته بود اما از همون جا همه چی شروع شد و پای ثابت وبلاگش شدم و اونم پای ثابت وبلاگم شد؛ از همون اول ترکیب خاص عنوان وبلاگش که «نیمه سیب سقراطی» بود با این توضیح که «نیمه و نه کامل، سیب نماد احساس و سقراط نماد عقل» برام جذاب بود اما یه نکته مبهمی که تا حدودای یک سال منو درگیر خودش کرده بود قسمت دوم آدرسش بود که متوجهش نمی‌شدم؛ یعنی توی ترکیب «1ta414» اون «1ta» رو توجیه بودم که اسم خودشه اما اون «414» برام حل نشده باقی موند تا این‌که فهمیدم تاریخ تولدشه، که می‌شه روز 14 ماه چهارم سال؛ رفیق جانِ جانانم، یکتای ملقب به «نیمه سیب سقراطی» زاده 414 ، تولدت مبارک!

(محض یادآوری بد نیست نیم‌نگاهی هم به این‌جا داشته باشید: نیمه جان کجایی؟ دقیقاً کجایی؟)