چند روز پیش دنبال کارای سربازی‌ام بودم، از اون‌جایی که خیلی شانسم خوبه قانون معافیت پزشکی تغییر کرده و به خاطر مدرک کارشناسی‌ام حتی شدیدترین نوعش رو داشته باشم باز هم معاف نمیشم و فقط از رزم معاف میشم؛ از اون طرف شرایطش رو داشتم که بتونم حداقل شهر خودم خدمت کنم اما فراموش کردم و عنوانش نکردم اما حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم همچین بد هم نیست، اگه شانسکی محل خدمتم رو همین جا تعیین نکنن یه خورده بیش‌تر دور از خونه و خانواده باشم درسته سخته ولی به تجربیاتی که کسب می‌کنم می‌ارزه؛ ضمناً امروز نتایج ارشد اومد و برخلاف تصورم قبول نشدم، از اولش امیدی نداشتم اما چون با رضایت از جلسه آزمون خارج شده بودم امیدوار شده بودم که خب رضایت خودم مهم نیست و رضایت سازمان سنجش مهمه که راضی نبودن دیگه؛ راستی جا داره از نازنین بانو هم یادی و تشکری داشته باشم که این چند وقته برام مثل خواهر واقعی مایه گذاشتن؛ ببخشید این قدر شل نوشتم، حال دلم دقیقاً اندازه همین پست بی‌رمقه.

(امروز 25 خرداد بود، چند سالی هست این تاریخ برام حاوی اتفاقات خوبی نیست، امروز هم البته که 25 خرداد بود)