حبیب محبیان؛ جدای از این‌که رفتنش به هیچ عنوان قابل باور نیست و هنوز شوکه‌ایم، نباید این نکته رو یادمون بره که هنرش قربانی جبر روزگار شد و در حسرت مجوز آلبوم و کنسرت توی ایران موند و موند تا نهایتاً حسرت به دل هم از بینمون رفت؛

«سامسونگ» رو که می‌شناسید؟ قدمتش از «ارج» خودمون کم‌تره اما شرکت کره‌ای الان دنیا رو گرفته و شرکت ایرانی «ارج» هم از این به بعد فقط خاطره مشترک جهیزیه مادرامونه و رسماً ورشکست و منحل شد؛ تیشه به ریشه صنعت کشور زدن که شاخ و دم نداره (داره؟) همین حمایت نکردن از تولیدکننده داخلی و واردات بی‌رویه (شما بخونید: دلالی) نتیجه‌ای جز این هم نداره؛ کاش به امثال «ارج» بیش‌تر ارج می‌گذاشتیم.

(شرم بر این دو نفر باد: اونی که تصویر پیکر حبیب توی سردخونه رو منتشر کرد و هم‌چنین اونی که انواع و اقسام اتهامات بی‌پایه رو به «ارج» بست و از نابودی‌اش اظهار خوشحالی کرد)

[به روز رسانی: واقعاً درک نمی‌کنم اون «دلال» نامحترمی که شایعه تعطیلی «ارج» رو منتشر کرد چه فکری پیش خودش می‌کرده که حاضر شده همچین خبر زردی رو منتشر کنه؟ دعواهای کثیف سیاسی یعنی این قدر عزیزه که ذی‌نفعش رو وادار می‌کنه برای زمین زدن حریفش از تولید داخلی هزینه کنه؟]

اصل ماجرا به روایت فرهاد حنیفی (مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری گروه توسعه ملی) رو مطالعه کنید.