درباره پست «محیت زیسط» تعدادی از دوستان گلایه داشتن که جای حرف زدن و شعار دادن، حداقل ما جماعت وبلاگ‌نویس (که یه رسانه کوچولویی داریم) راهکار ارائه کنیم و باید اعتراف کنم که به جا هم هست و در این باب چند نکته رو باید عرض کنم:

رسالت یه وبلاگ‌نویس در درجه اول آگاهی دادن به حلقه مخاطبینش (به عنوان بخشی هرچند کوچیک از کل جامعه) است و در مواردی مثل محیط زیست که اکثریت مردم اطلاعاتی در حد مطالعه خودشون دارن و عملاً هر چی گفته بشه توضیح واضحات و تکرار مکرراته، تنها راهی که باقی می‌مونه چرخوندن نوک پیکان جمله با لحن انتقادی سمت کسیه که می‌دونه و می‌تونه کاری هم بکنه ولی...؛

اون قسمتش که مربوط به شهروندان عادیه، این چند سال پیشرفتای قابل ملاحظه‌ای داشتیم که هر چند کافی نیست اما مفید بوده و واقعاً جای امیدواریه ولی بعضی مسائل به قدری بزرگن که از دست هیچ کسی به جز شخص مزبور کاری بر نمیاد، مثل تراژدی دریاچه ارومیه و بیابان شدن جنگل‌ها و آلودگی‌های نفتی و امثالهم؛ و مقصود من هم همین عزیزان بودن؛

درباره راهکار هم چون قصه هفتاد من کاغذ بود و تمام این مطالب رو خوانندگانم بهتر از من می‌دونستن، از خیر گفتنش گذشتم؛ مسائلی مثل زباله نریختن، اصلاح مصرف منابع آبی، استفاده از وسایل نقلیه عمومی و ممانعت از شکار غیرمجاز و الی آخر، همگی موضوعاتی هستن که از دست ما بر میاد و باید بهشون عمل کنیم تا به سهم خودمون به محیط زیست کمک کرده باشیم ولی چون شناخت تئوری‌اش وجود داره و فقط قسمت عملی‌اشه که مورد کم لطفی قرار می‌گیره و از اون جایی که ما جماعت نویسنده، بیش‌تر از آگاهی دادن زورمون نمی‌رسه، طبیعی بود که از کنارش بگذرم.

(اگه احساس شعارزدگی به دوستان دست داده عذرخواهی می‌کنم و حقیقتش خودم هم از نق زدن بی‌حاصل خوشم نمیاد اما باور بفرمایید چاره‌ای نداشتم؛ نه می‌تونستم کاری بکنم و نه می‌تونستم ساکت بمونم)