آقاگل جان پرسیدن چی شد که وبلاگ‌نویس شدیم؟ (بخش اول | بخش دوم) که علاوه بر فصل مشترک جواب همه دوستان که تشویق اطرافیان و علاقه به نوشتن باشه، من یه دلیل دیگه هم داشتم و اونم سایت معظم ویکی‌پدیاست! اون اوایلی که با اینترنت و طبیعتاً ویکی‌پدیا آشنا شده بودم خیلی دوست داشتم توی ویرایش و گسترش محتواش مشارکت داشته باشم اما فضای وبلاگ هم برای جذابیت خاصی داشت که پیرو همین تصمیم گرفتم یه چیزی مابین این دو رو داشته باشم، یعنی «وبلاگ مرجع»؛

تقریباً 5 سالی به همین منوال گذشت اما از یه جایی به بعد کم آوردم چون تنها بودم و همه چی به گردن خودم بود، که اگه به صورت تیمی بود شاید می‌تونستم ادامه بدم و چه بسا الان جایگاه خودش رو هم پیدا کرده بود اما خب در اون وضعیت دردسرش به مراتب بیش‌تر از فایده‌اش بود و نهایتاً فاتحه‌اش رو خوندم و وبلاگ همایونی‌مان (!) ریق رحمت رو سر کشید و چند وقت بعدش هم اولین وبلاگ شخصی‌نویسی‌ام رو راه انداختم که بنا به دلایلی تعطیل شد و مدتی بعدش «مترسک» متولد شد که الان در آستانه دو سالگی‌شه؛ القصه این‌که توی این مدت هر فعالیتی کردم به جز شرکت در محتوای ویکی‌پدیا و الان هم که به این مزرعه رسیدم!

(وبلاگ‌نویسم؟ پس هستم!)