(عکس: آریاپیکس)

فرزاد حسنی؛ مجری رادیو و تلویزیون، شاعر و بازیگری که چند سال پیش یه اتفاق نو بود، پدیده تازه‌ای بود بین مجری‌های عصا قورت داده و غالباً کت و شلواری و خشکی که جداً حوصله مخاطب (خصوصاً زیر 30 سال) رو سر می‌بردن؛ علی‌رغم سن و سالش، مطالعه خوبی داشت و پیرو همین موضوع، اطلاعات بالایی داشت و با صراحت لهجه‌ای که امضای کارش بود، خون تازه‌ای به رگ اجرای زنده وارد کرد و نهایتاً چنان محبوب شد که بهترین ساعت آنتن زنده شبکه سه (9 تا 10 شب) رو به برنامه «کوله پشتی» اختصاص دادن که مجری‌اش، فرزاد حسنی بود؛

دقیقاً همه چی از آخرین سری همین برنامه شروع شد؛ انتقاداتی که قبلاً زیر دست و پای بقیه ویژگی‌های خوبش نادیده گرفته می‌شد، طوری پررنگ شدن که دیگه قابل چشم‌پوشی نبودن تا مصاحبه دو قسمتی‌اش با سردار رادان درباره طرح ارتقای امنیت اخلاقی؛ برخورد بسیار تند و لحن زننده‌ای که با مهمانش داشت هر چند باعث خنک شدن دل بعضیا شد ولی وقتی از اجرای برنامه به بهانه بیماری کنار گذاشته شد و امیرحسین مدرس جایگزینش شد خیلیا معتقد بودن به خاطر موضوع گفتگو که یه طرح حاکمیتی (گشت ارشاد) بود، حذفش کردن؛ بعدها هم به قول خودش مثل «حاجی فیروز، سالی یه روز» شد و چند تا برنامه تحویل سال بسیار کم فروغ رو اجرا کرد و تمام؛

سال‌ها از اون جریان گذشت و مشغول کارای کم سروصداتری بود تا ازدواج با همکار خودش: آزاده نامداری؛ از خطبه عقدشون که توسط سید حسن خمینی جاری شد و دعواهای زن و شوهری‌شون و نهایتاً طلاقی که نقطه پایان زندگی مشترکشون بود، همگی مدت‌ها سر تیتر خبرا بودن تا این‌که بعداً خبر ضرب و شتم خانوم توسط آقا رسانه‌ای شد و از چشم خیلیا که قبلاً هوادارش بودن (یکی‌اش خود من) افتاد و همون روز هم گفتم که حتی اگه مقصر هم باشه بازم این حرکت، نهایت نامردیه چون در هر حال جسم زن ضعیف‌تر از مَرده و برخورد فیزیکی تحت هیچ شرایطی صحیح و موجه نیست؛

گذشت و گذشت تا برنامه تحویل سال 1395 که احسان علیخانی خبر از بازگشت رضا رشیدپور و فرزاد حسنی به تلویزیون داد؛ با وجود تمام حواشی این چند سال، گفتیم که اولاً کار از زندگی شخصی جداست و ثانیاً شاید توی اجراش هم اصلاحاتی رخ داده باشه ولی خب در عمل نه‌تنها بهبودی حاصل نشد بلکه اگه چند سال پیش با یه مسئول رسمی اون برخورد انجام شد، این دفعه با یه شهروند عادی که از لحاظ سنی جای پدرش هم هست، مرتکب رفتاری به مراتب سخیف‌تر و موهن‌تر شد که به هیچ عنوان برازنده یک ایرانی نیست؛

نکته پایانی این‌که تجربه ثابت کرده ممنوع التصویری، بی‌فایده‌تر از این حرفاست و هر بار این مجازات شامل حال کسی شده (که متأسفانه به دفعات زیادی هم بوده) عملاً تغییری در اصل موضوع ایجاد نشده، مثل رضا رشیدپور یا خود فرزاد حسنی یا مهران مدیری یا محمود شهریاری یا عموهای فیتیله‌ای یا علی ضیا و... که بعد از بازگشت بازم همون سبک قدیم خودشون رو ادامه دادن که یکی مثل رشیدپور به خاطر تحمل پایین بعضیا مورد عنایت قرار گرفت و یکی هم مثل فرزاد حسنی به خاطر نحوه رفتارش؛ چاره این مدل مسائل هم ممنوع التصویری نیست و باید کار ریشه‌ای‌تری انجام بشه تا کسی که بالاخره سرمایه این مملکت و تنها رسانه دیداری و شنیداری رسمی کشوره، هدر نشه و سال‌ها بشه ازش استفاده کرد و بعداً خودش مدرس و الگوی نسل جدید بشه مثل خیلی از کشورایی که در زمینه برنامه‌سازی ید طولایی دارن.

(فرزاد خان حسنی، هم‌چنان منتظریم دوباره همون «فرزاد حسنی» دوست‌داشتنی برگرده؛ خودت رو هدر نده، حیفی)

(الحاقیه: توضیحات تهیه کننده برنامه «اکسیر»)