موردی داشتیم بهم گفت: فلان چی رو دارید؟

گفتم: نه متأسفانه، نداریم؛

قیافه‌اش یه حالت مظلومی در حد این کوآلای بالای پست به خودش گرفت و گفت: اذیت نکن دیگه، کارمون رو راه بنداز!

طوری پوکر فیس نگاش کردم که عضلات صورتم رگ به رگ شد و گفتم: دوست عزیز، من میگم نره شما میگی بدوش؟ مگه زده به سرم که داشته باشم و نفروشم؟ :|

چپ چپ نگام کرد و یه اه ضمیمه‌اش کرد و در رو هم محکم بست و رفت!

(خدایی فازش چی بود؟!)