همین اول خیلی کلیشه‌ای می‌خوام به همه پدرا و پدربزرگا و پدرخونده‌ها و عموها و برادر بزرگا و حتی مادرایی که کم‌تر از یه پدر نبودن، تبریک بگم و از همین تریبون اعلام کنم که دست‌بوس همگی‌شون هستیم اما یه چیزی رو درباره امروز می‌خوام با عصبانیت بگم:

7 سال و 11 ماه توی این مملکت جنگی به شدت نابرابر در جریان بود که بهش میگن «دفاع مقدس»؛ مقدس بود چون دشمن ما از همه جهت مسلح بود و حتی خیلیا ازش با نهایت احترام یاد می‌کردن، این جوری: آقای صدام حسین! اون وقت توی این وضعیت مردایی سینه سپر کردن و پیش‌مرگ بقیه شدن که هیچ احدالناسی نمی‌تونه ادعا کنه از نظر مردونگی و عاشقی بالاتر از اونا قرار می‌گیره؛ عاشقایی که پدری کردن در حق همه بچه‌های این جغرافیا و مردونگی کردن در حق ناموس و شرف این کشور اما... اما الان چرا به جایگاهی رسیدیم که سرتیپ خلبان علی‌اشرف بهرامی‌پناه که رکورد بیش‌ترین ساعت پروازی پیاپی بدون توقف عملیاتی رو داشته و به همون خاطر ملقب به «گرگ آسمان» بوده باید با مظلومیت و توی سکوت کامل از بین ما پر بکشه و بعد از چند روز خبرش منتشر بشه؟

ما از کِی این قدر بی‌معرفت شدیم که یادمون رفت کیا جلوی کسی ایستادن که هزار برابر بدتر و وحشی‌تر از داعش بود؟ چرا حواسمون نیست که اگه امن‌ترین کشور خاورمیانه رو داریم همه‌اش از صدقه‌سری این مردای عاشقه؟ حالا که اصرار داریم عکس پدرامون رو توی شبکه‌های اجتماعی آپلود کنیم که البته خیلی خوبه وسط این همه مطالب سخیف یادی هم از اولین قهرمان زندگی‌مون بکنیم ولی کاش یک-دهم همین اصرار رو برای این عزیزان و خانواده‌هاشون خرج می‌کردیم تا دلشون نشکنه که اونا از خودشون گذشتن اما ما بی‌معرفتا... حتی یادمون نیست زمانی این‌جا چه خبر بوده و اون روزا کجا بودیم و الان کجاییم؟!

(خوبه یه دعای درست و حسابی هم برای پدرایی داشته باشیم که این روزا در بستر بیماری هستن به این امید که روز پدر سال دیگه رو صحیح و سلامت کنار عزیزان‌شون باشن)