وقتی ناراحتی از یه حدی بیش‌تر بشه، طبیعتاً بغض می‌کنی، وقتی بغضت سنگین می‌شه، می‌شکنه و با اشک می‌چکه پایین اما وقتی مجبور باشی جلوی شکستنش رو بگیری، گلو درد می‌گیری و وقتی اون درده از یه حدی بگذره، می‌زنه به چشمات و چشم درد می‌گیری و اون موقع دیگه حوصله هیچ چی و هیچ کی رو نداری و حتی از پاره تنت هم دوری می‌کنی اما وقتی بی‌خیالت نمی‌شه و اصرار داره که باهات حرف بزنه و وسط حرفاش بالاخره بغضت می‌شکنه و اشکات عین ابر بهار می‌ریزن روی صورتت و درد گلو و چشمات خوب می‌شه، اون موقع است که باید بگی: وقتی هستی خوب خوبم!

(عنوان برگرفته شده از ترانه «عشق پست مدرن» رضا یزدانی بود؛ تنها کار ایشون که «She» دوستش داره!)