باید می‌گفتم، باید می‌دونست، هرچند خیلی تلخ، هرچند خیلی دردناک، هرچند گفتنش (برای من) و شنیدنش (برای اون) زجر داشت، اما اگه نمی‌گفتم به جفتمون مدیون بودم، به خودم مدیون بودم چون تا آخر عمر عین یه غده بدخیم سرطانی این‌جام می‌موند و به اونم مدیون بودم چون حقش بود که بدونه؛ برام مهم نیست چی پیش خودش فکر می‌کنه و برداشتش از حرفام چیه اما باید می‌گفتم، باید می‌دونست...

(توصیه می‌کنم یه بار دیگه از اول بخونیدش)