به یه مدل خودآزاری مبتلا شدم که علاقه‌مند به چیزی شدم که اصلاً طعمش رو دوست ندارم: زیتون پرورده! جریان از این قراره که چند وقت پیش یه ظرف زیتون پرورده توی یخچال بود، فقط برداشتم بو کردمش و از عطرش خوشم اومد ولی طعمش... اوووممم... نوچ! اما از اون روز طوری وابسته‌اش شدم که در کنار نهار و شام حتماً باید زیتون پرورده هم بخورم؛ هنوز هم نمی‌دونم با وجود دوست نداشتنش، چرا این قدر وابسته‌اش شدم؟! البته اون پرورده‌هاش (!) رو دوست دارم اما خب اونا کم هستن و اصل کاری خود زیتون و طعم اونه که علاقه‌ای بهش ندارم! رفتم دکتر گفته اگه داروهامو سر وقت مصرف کنم خطرناک نیستم! D:

(یکی می‌گفت: اون زیتونی که نماد صلحه، همین زیتون پرورده است، بقیه زیتونا ول معطلن!)