این نوشته رو با بغض بخونید: هر سال از نیمه اسفند که می‌گذریم و نزدیک و نزدیک‌تر به عید میشیم یک به یک عزیزانم که زمانی پیشم بودن و حالا ازشون جز یه شناسنامه باطل شده و سنگ قبر خسته و چند تا خاطره، چیز بیش‌تری نمونده، جلوی چشمم میان و دل‌تنگشون میشم... روح همه اسیران خاک، شاد.

(ضمناً Khanomi جان مطلبی تحت عنوان «عیدت...؟؟» نوشتن که پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید)