میگن که خدا دو جا به بنده‌هاش می‌خنده؛ اولیش وقتیه که خدا بخواد به بنده‌اش عزت و بزرگی بده اما «بعضیا» مخالفت کنن و دومیش زمانیه که خدا بخواد بنده‌اش رو از عرش بیاره روی فرش ولی «بعضیا» موافق نباشن؛

القصه امروز روز درختکاریه و جا داره امروز چند تا درخت بیش‌تر بکاریم به نیت همون «بعضیا» تا مثل اون علف هرزی که زیر سایه درخت تنومندی قرار گرفته و آفتاب ندیده و خشک شده، به امید خدا اونا هم از ریشه خشک بشن و کم‌تر آلودگی صوتی و تصویری و چیزای دیگه ایجاد کنن.

(خدا جای حقی نشسته، حواسمون باشه که لبخند رضایتش رو جلب کنیم به جای این‌که سوژه خنده‌اش بشیم)