ای نامزدهایی که از صبح تا شب و از شب تا صبح و بی‌وقفه ستادهای تبلیغاتی‌تون با صدای بلند «ای ایران» استاد بنان و آهنگای ملی-میهنی سالار عقیلی رو پخش می‌کنند و تراکت‌هاتون هم طوری خیابون رو فرش می‌کنه که موکت نمی‌تونه خونه رو اون‌جوری پوشش بده و عکسا و بیلبوردها و پوسترایی که اعم از نگاه در افق، اشاره با انگشت سبابه به نقطه‌ای نامعلوم، لبخند عجیب و نگاه نافذ همراه با فونت درشت نستعلیق قرمزی که حاوی وعده‌هایی مثل حل معضل بی‌کاری و آلودگی هوا و مسکن و گرانی و الی ماشالا هستن، چپ و راست، گوشه به گوشه شهر رو پُر کرده و با انواع و اقسام مکتوبات تبلیغاتی مثل اس‌ام‌اس و پیام‌های تلگرامی و امثالهم، تک تک اجداد ملت را به گریه در می‌آورید، احیاناً اندازه سر اون سوزنی که پلاک پرچم ایران رو به کت شما قفل کرده، خلاقیت به خرج بدید، بد نمی‌شه ها!

به جان شما نباشه، به جان خودم که مترسک الممالک باشم (و پیش‌تر خبر کاندیداتوری‌ام را تکذیب نمودم)، از دوران مادها این شیوه تبلیغاتی وجود داشته و دیگه خداوکیلی هر جوری حساب کنید این متد بعد از 3000 و هشتصد و پنجاه و پنج سال و یکی-دو ساعت، منسوخ شده حساب می‌شه؛ واقعاً هیچ ایده نوآورانه‌ای ندارید؟!

(البته منظورم از «خلاقیت»، حرکات جلف نبود)