یک ماه در سال، عزیزان ما بی‌خیال تورم و گرونی و تحریم و مذاکرات و... میشن و تنها دغدغه‌شون می‌شه احسان علیخانی! وکیل و وصی ایشون نیستم و مدافع اجراش و محتوای برنامه‌اش و فضای کاراش هم نیستم، اصلاً اون ساعت تلویزیون ندارم تا بخوام ببینمش و فرداش وقتی ویدئوی ضبط شده‌اش رو می‌بینم که شور و حرارتش خوابیده و به هیچ عنوان تازگی نداره، اما صحبت من اینه که گیر دادن به این برنامه و مجریش به چه قیمتی؟ اصلاً که چی بشه؟ خود من به شخصه فقط این برنامه رو می‌بینم تا بدونم اطرافم چه خبره، بدون این‌که قضاوتش کنم، چون قاضی نیستم و قضاوت هم بلد نیستم؛ دوست خوبم کسی اجبارت نکرده که فقط بشینی «ماه عسل» ببینی، می‌تونی بزنی «خندوانه» ببینی و تا دلت می‌خواد بخندی، کلی شبکه تلویزیونی و رادیویی سراسری و استانی و همسایه (!) هم که به حول و قوه الهی وجود داره، بشین اونا رو ببین و بشنو، واقعاً برام این حرفا و واکنشا غیرقابل هضمه، حالا باز همه این صحبتا هیچی، اونی که توهین می‌کنه رو کجای دلم جا کنم؟ اعتقادم اینه کسی که توهین می‌کنه قبل از هر چیزی داره خودش و زمینه تربیتی‌ای که خروجی‌شه رو به بقیه نشون میده و الکی هم خودشو خسته می‌کنه چون از مخاطبش چیزی کم نمی‌شه؛ بزرگ باش تا بزرگ داشته بشی...

(یه مرز باریکی بین انتقاد و توهینه، کاش اول این مرزه رو یاد بگیریم بعد...)