دیشب که در مورد کراوات براتون گفتم، بین کامنتا یه نکته جالبی توجهمو جلب کرد اونم این‌که هر چقدر کراوات محبوبیت داره، دقیقاً همون اندازه پاپیون محبوبیت نداره! حداقل بین جامعه آماری بیننده‌های من که این جوری بوده!

خودم هم خاطره بدی که از پاپیون دارم مربوط به 4-5 سالگیمه؛ البته حالت عادی سر خاطره بد حساب نمی‌شه اما خب کاری کرد که اثرش هنوز مونده؛ عروسی یکی از اقوام بود، تابستون هم بود، حسابی شیک و پیک کرده بودم، یه دست کت و شلوار زرشکی و پیراهن سفید ساده با یه جلیقه قرمز و البته پاپیون، پوشیده بودم؛ این کش پاپیون هم به قدری کوچیک بود که گردنم رو حسابی اذیت کرد و روایت داریم که به عمرم هیچ وقت اندازه اون شب بی‌اعصاب و بی‌حوصله نبودم! گرما و شلوغی که به جای خود، تنگی اون پاپیونه هم به جای خود...

(سنم کم بود، تحمل نداشتم خب!) :D