دیروز نگار بانو یه خاطره تقلبی تعریف کردن، یاد ترم سوم خودم افتادم که یه درس تخصصی دو واحدی بسیار مزخرفی داشتیم که من هنوز به عقل کسی که این درسو جزو دروس اجباری گذاشته و اختیاری نکرده، شک دارم؛ چون از بس غیرکاربردیه که به جرأت میگم از یه درس نیم واحدیِ عمومی هم کم ارزش‌تره!

حالا همه اینا به جای خود، استادشم خیلی آدم خسته‌ای بود! یه جزوه 10 صفحه‌ای اول ترم بهمون داد و گفت کلش همینه و طی ترم هر جلسه چند نفر از بچه‌ها می‌رفتن کنفرانس می‌دادن اونم ارائه‌اش در حد روخونی انشای مدرسه بود و موضوعشم لزومی نداشت که ربط مستقیمی به درس داشته باشه! همین حضرت استاد (که خانومی بود تقریباً 40 ساله) آخر ترم گفت که امتحان 3 تا سوال 5 نمره‌ایه (که به علاوه سمینار می‌شه 20) و یکی‌شون هم فلانه؛ سوالی بود که این استاد هر ترم به عنوان سرجهازی امتحانش قرار می‌داد و جوابش هم از بس چرت و زیاد بود هیچ رقمه توی مغزمون جا نمی‌شد!

به سرم زد تقلب ببرم سر جلسه اما با سابقه‌ای که از خودم سراغ داشتم و می‌دونستم شانس و البته عُرضه تقلب رو ندارم (اصطلاحاً دچار «معلولیت تقلبی» هستم!) بی‌خیالش شدم تا روز امتحان که دیدم جام دقیقاً افتاده نفر اول دم در ورودی (که حالت عادی بدبیاری محضه!) و یکی از دوستامونم پشت سرم بود؛ گفت: مترسک این مراقبه کلاً تو باغ نیست، این جزوه رو سر همون صفحه سوال کذایی باز می‌کنم، می‌ذارم روی این سکوی جلوت (اون سکویی که استاد روی اون تدریس می‌کنه) دستت هم که می‌دونم تنده، نوشتی زود بلند شو برو تا من فوری بشینم سر جات و بنویسمش؛ خلاصه امتحان شروع شد و چون دو-سه قدمی با جزوه فاصله داشتم سر اون یه دونه سوال رسماً چشمام در اومدن تا بتونم بنویسمش و همون یه ذره ضعف بیناییم هم درمان شد و الان تنه به تنه عقاب، تیزبین و ریزبین شدم! حتی یه دونه واو و نقطه هم جا نیفتاد! جای شما خالی یک حالی داد! به عمرم کلاً سه بار تقلب کردم ولی هیچ کدوم اندازه این بهم نچسبید! :D

(هشدار: مطالعه این پست برای افرادی که مثل بنده دچار «معلولیت تقلبی» هستن، خطرناک بوده و نگارنده هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال گرفتار مراقب شدن و نیز عواقب بعدی آن، بر عهده نمی‌گیرد!)

(الحاقیه: «پست تقلبی» از گندم بانو و «تلخ و شیرین تقلب» از آقاگل عزیز و «تقلب یعنی این» از هولدن کالفیلدمون و «تقلب!» از خانومی جان و «تمام آن 10 سال پاکی» از آنای خیابان وانیای خودمون و «اینم خاطرات تقلبی من» از ماتادور خوبمون)