کاش همیشه هوا همین طوری بود، بارون و بارون و بارون... دستمو باز کردم رو به آسمون و یه نفس عمیق کشیدم و هوای تمیز تک تک سلولام رو نوازش کرد و تا مغز استخونم نفوذ کرد، حسابی هم بارون نوردی کردم... از همه اینا معرکه‌تر بیدار شدن با صدای برخورد قطره‌های بارون به شیشه بود... به این میگن یه روز عالی...

(ببار بارون، که حست رو دوست دارم)