امروز 245ـمین زادروز یکی از نوابغ تاریخ موسیقی جهانه که بعضیا بهش لقب «موسیقی‌دان تاریخ» رو دادن؛ «لودویگ فان بتهوونLudwig van Beethoven» که آلمانی‌الاصل بود و سال‌ها ساکن «وین» پایتخت اتریش بود و آرامگاهش هم همون جا قرار داره؛ در مورد ایشون گفته شده که از یه سنی به بعد متأسفانه ناشنوا شد و جالبه که گل سرسبد کاراش هم همونایی هستن که توی اون دوران ساخته؛ در مورد مشکل ناشنواییش ارجاعتون میدم به مقاله «بتهوون، موسیقی‌دان ناشنوا» که دکتر علیرضا مجیدی عزیز چند سال پیش مفصل توضیح دادنش؛

و اما... ماجرای من و جناب بتهوون! بنده حقیر سال‌ها پیش (دوران راهنمایی زمان ما که الان میگن دوره اول دبیرستان) یه معلم نازنینی داشتم که خودش نوازنده بود و حتی دو-سه باری سر کلاس «تار» آورد و برامون زد؛ حالا این‌که چه طوری تونسته بود اجازه این کارو پیدا کنه، بماند! ایشون بسیار علاقه‌مند به شخصیت و آثار بتهوون بود و خیلی برامون در موردش صحبت می‌کرد و اغراق نیست اگه بگم عشق من به موسیقی ریشه در تأثیری داره که از اون بزرگوار گرفتم؛ وقتی هم که خودم موسیقی رو شروع کردم، یه مدت که گذشت و به قول معروف «از آب و گل در اومدم»، اولین قطعه معروفی که یاد گرفتم و هنوزم که هنوزه خیلی وقتا توی خلوت خودم و برای دل خودم می‌زنمش قطعه «Für Elise» بود؛ دل‌بستگی خاصی بهش دارم و یه جورایی هم برام خوش یُمن بود چون بعدش اتفاقات خیلی خوبی توی موسیقی (و البته زندگی شخصیم) افتاد؛ از همه اینا گذشته همت و پشتکاری که اون مرحوم داشته هم همیشه سرمشقم بوده و این میزان ارادتم به حدیه که اگه ملیتم به جای ایرانی، آلمانی یا اتریشی بود اسم پسرم رو حتماً «لودویگ» می‌ذاشتم.

(روحش شاد)