یکی از رفقای ما فروشگاه محصولات اپل داره، توی مسیر عبور و مرور هر روز منم هست؛ اون روزی داشتم رد می‌شدم نگاهم افتاد به ویترینش و یه «آی‌پد ایر2» (بررسی دیجیاتو و بررسی GSMArena) خاکستری 64 گیگ دست دوم که خیلی تمیز و در حد نو بود چشممو گرفت، خیلی هم باسلیقه پشت ویترین تکیه داده بودنش و گردوخاکشم گرفته بودن و لوگوی آینه‌ای اپل و شیشه مانیتورشم حسابی توی چشم بودن؛ آدمی نیستم که حالاحالاها زیر بار خرید جنس دست دوم برم اما بدجور وسوسه شدم برم هر جوری که شده بگیرمش؛ رفتم تو و دیدم رفیق خودم نیست اما شریکش که اونم با من آشناست، بود؛

بعد از سلام و احوال‌پرسی گفتم: «ایر2» چند؟

اونم یه خورده فکر کرد گفت: دو میلیون و...

که پریدم توی حرفش گفتم: ببخشید، منظورم دست دومش بود؛

گفت: همین پیش پات یه دونه داشتیم فروختیم متأسفانه، اگه می‌دونستم می‌خوایش برات می‌ذاشتم کنار؛

با دست اشاره کردم به ویترینش گفتم: داداشم! منظورم اینه ها؛

گفت: آهااان اووون؟ اون ماکته!

دو تا شاخ روی سرم در اومد و با چشمایی که از زور تعجب گرد شده بودن، گفتم: این ماکته؟! خندم گرفت ادامه دادم: ماکتش چقدر واقعیه! کلی روش حساب کرده بودم!

خندید گفت: آره خیلی طبیعیه، گرونم خریدیمش!

(حس جوجه تیغی‌ای رو داشتم که عاشق بُرِس مو شده باشه!) :D

(در مورد پست دیشب از ابراز محبت همه‌تون صمیمانه تشکر می‌کنم و امیدوارم همه بیمارا مِن‌جمله «She» من، هر چی زودتر سلامتی‌شون رو به دست بیارن)