ورود کلمات بیگانه به فرهنگ ما پیشینه‌ای اندازه کل تاریخمون داره و موضوع تازه‌ای هم نیست چون همیشه وسط یه چارراهی بودیم که هر کشورگشایی هر گوشه دنیا زاده شده یه سر به این جغرافیای دوست‌داشتنی زده و بعد از ورود مدرنیته این مسأله شتاب بیش‌تری گرفت و مقوله ساختن معادل فارسی تبدیل به ضرورت شد و برای یه سری واژه‌ها چنان جایگزینای مناسبی قرار دادن که دیگه بخشی از ادبیات ما شدن، اون هم برای کلماتی که بعضیاشون جدیدالورود بودن و برخی‌شونم از مدت‌ها قبل بودن، مثل:
  • «دادگستری» به جای «عدلیه»؛
  • «شهرداری» به جای «بلدیه»؛
  • «هواپیما» به جای «طیاره»؛
  • «فرودگاه» به جای «Airport»؛
  • «گذرنامه» به جای «Passport»؛
  • «وزارت کشور» به جای «وزارت داخله»؛
  • «نخست وزیر» به جای «صدر اعظم»؛
  • [این مورد رو به خاطر سوء تفاهمی که پیش اومد حذفش کردم]
  • «سازمان صداوسیما» به جای «سازمان رادیو و تلویزیون»؛
و... کلی مثال دیگه که ویژگی اصلی همه‌شون سادگی و قابل فهم بودنه؛ یا بهتر بگم «صمیمی» بودن این عباراته که باعث جا افتادن‌شون شده، به عنوان مثال الان همه میگن «شهرداری» و دیگه «بلدیه» به کل منسوخ شده و فقط توی متون قدیمی می‌شه ردپاش رو پیدا کرد که اونم نیاز به توضیح داره که «بلدیه همون شهرداریه» و الی آخر؛
اما چند سالی هست که روز به روز معادل‌های پیچیده‌تر و سخت‌تری تعیین می‌شه که با ذات ساده‌پسند و کوتاه حرف زدن ما ایرانیا هماهنگی نداره و مشخصاً در مورد بعضی کلمات فقط ترجمه (اونم از نوع تحت اللفظی و نه اصطلاحی) انجام شده که به هیچ وجه خوشایند کلام نیست؛ مثلاً به جای «موبایل» عبارت «تلفن همراه» رو قرار دادن که اولاً ترجمه است و معادل اصطلاحیش نیست و از همه اینا گذشته دو بخشه در حالی که واژه اصلی یک بخشه و عمق فاجعه اون‌جاست که خود «تلفن» اصلاً فارسی نیست! خب مردم حق دارن هم‌چنان روی «موبایل» پافشاری کنن.
(عین روز روشنه که برای اهل زبان استفاده از کلمه خودی در اولویته اما به شرطی که از واژه بیگانه راحت‌تر باشه)