یکی یه چوب گرفته بود دستش هی می‌زد تو سر خودش و چند لحظه توقف می‌کرد و دوباره از نو مشغول خودزنی می‌شد؛

یه نفر از اون‌جا رد شد گفت: دیوانه! چرا هی خودتو می‌زنی؟

گفت: آخه نمی‌دونی اون چند لحظه‌ای که خودمو نمی‌زنم چقدر حال میده که؛ یک حالی میده ها! تو هم امتحان کن!

همه اینا رو گفتم تا بگم حکایت این روزای بعضیا مثل همین قصه‌ایه که خوندید، هی خودشونو می‌زنن و یه مدتی وسطش به خودشون آنتراک میدن تا حال کنن!

(این‌جاست که میگن تا عقل در بدن نباشد جان در عذاب است!) :| :))