گفت: خب، امتحانات تموم شد؟

گفتم: آره، امتحانام تموم شد، درسم هم تموم شد؛

گفت: عه، ترم آخر بودی؟

گفتم: آره، الان تازه شدم یه لیسانسه بی‌کار!

[خندید و به حالت شوخی] گفت: موفق باشی؛ شیرینی‌شو کِی میاری؟ هرچند فعلاً بی‌کاری، شیرینی نمی‌تونی بدی! البته بی‌کارم نیستیا، همین الانش کار می‌کنی که؛

گفتم: به روی چشم، میارم؛

گفت: نمی‌خواد؛ ایشالا همیشه موفق باشی؛ راستی آقای لیسانسه بی‌کار (!) خودکار پیشت داری؟

گفتم: نه استاد؛

گفت: ای بابا!

گفتم: لیسانسه هم لیسانسه‌های قدیم!

[خندید] گفت: خوبه خودت می‌دونی!

(یعنی کل هفته یه طرف و اون 20 دقیقه‌ای که سر کلاس با این استادم هستم یه طرف! واس کل هفته شارژ میشم) ^_^